آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۴ آذر ۱۴۰۲

      Collateral

      kəˈlætrəl kəˈlætrəl

      معنی collateral | جمله با collateral

      noun uncountable

      تضمین، وثیقه

      CEFR
      سطح واقعی لغات انگلیسیت رو بدون! تست رایگان · ۳۰ سوال · نتیجه فوری
      شروع تست

      To receive a loan you must offer your house as collateral.

      برای دریافت وام خانه‌ات را باید به وثیقه بگذاری.

      What collaterals can you give?

      چه وثیقه‌ای می‌توانی بدهی؟

      adjective formal

      جنبی، فرعی، جانبی، ثانوی، هم‌بر، پهلو به پهلو، متوازی، هم‌جوار

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار اندروید فست دیکشنری

      collateral states like Athens and Sparta

      استان‌های هم‌جوار همچون آتن و اسپارت

      A cousin is a collateral relative.

      پسر عمو خویشاوند جنبی است.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      He discussed collateral matters.

      او به بحث مطالب جنبی پرداخت.

      a collateral vein

      رگ جنبی

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد collateral

      1. adjective indirect, secondary
        Synonyms:
        related supporting parallel accompanying incident dependent secondary added auxiliary subordinate complementary attendant ancillary subsidiary coincident coordinate corresponding confirmatory corroborative circuitous roundabout lateral satellite side sub adjuvant adjunctive appurtenant not lineal under accessory concomitant tributary subservient
        Antonyms:
        main chief primary direct principal
      1. noun monetary deposit
        Synonyms:
        security pledge guarantee bond promise surety warrant assurance endorsement wealth

      ارجاع به لغت collateral

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «collateral» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۴ تیر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/collateral

      لغات نزدیک collateral

      • - collard
      • - collate
      • - collateral
      • - collateral damage
      • - collateralize
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      avesta aviary bellhop bent out of shape blow one's cork blow the whistle cache memory cadmean camping equipment caplet checkers chew clicking sound colorado cologne شستن شفیره شوت کردن توپ شوخی شورش شوم شوهر خواهر شکارچی شکل شکوهمند شیر پرچرب صبر کردن صندوق پستی طاعون طلاق
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.