آیکن بنر

هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور به‌روزرسانی می‌شوند.

به‌روزرسانی هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور

خرید با قیمت فعلی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۹ آذر ۱۴۰۲

      Incident

      ˈɪnsɪdnt ˈɪnsɪdnt

      شکل جمع:

      incidents

      معنی incident | جمله با incident

      noun countable B2

      اتفاق، حادثه، پیشامد، رویداد، رخداد، واقعه

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی فوق متوسط

      مشاهده
      سطح لغات انگلیسیت رو بسنج آزمون فست‌دیکشنری · ۳۰ سوال · رایگان
      شروع تست

      a tragic incident

      حادثه‌ی جان‌سوز

      We reported the incident to the police.

      آن رویداد را به پلیس گزارش کردیم.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      incident rays

      اشعه‌ی تابشی

      Small incidents that led to bloody border skirmishes.

      برخوردهای کوچکی که به کشمکش‌های خونین مرزی انجامید.

      the cares incident to parenthood

      توجهاتی که جزو وظایف والدین است

      An alimony agreement may be an incident of a divorce proceeding.

      توافق نسبت به نفقه می‌تواند از دادخواست طلاق ناشی گردد.

      adjective countable

      برخورد، درگیری، برتابش، برتابشی، برخوردی

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      ابزارهای هوش مصنوعی

      incident rays

      اشعه‌ی تابشی

      small incidents that led to bloody border skirmishes.

      برخوردهای کوچکی که به کشمکش‌های خونین مرزی انجامید.

      adjective countable

      الزام‌آور، عارضی، عرضی، تبعی، لازمه، بایا، درخور، همایند (با)

      the cares incident to parenthood.

      توجهاتی که جزو وظایف والدین است.

      noun countable

      جزو، بخشی از، منوط به چیزی دیگر، پی‌آیند

      an alimony agreement may be an incident of a divorce proceeding.

      توافق نسبت به نفقه می‌تواند از دادخواست طلاق ناشی گردد.

      noun countable

      حقوق مشروط

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی حقوق

      مشاهده
      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد incident

      1. noun occurrence
        Synonyms:
        event happening occasion circumstance episode matter fact scene milestone adventure trip

      سوال‌های رایج incident

      شکل جمع incident چی میشه؟

      شکل جمع incident در زبان انگلیسی incidents است.

      ارجاع به لغت incident

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «incident» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۴ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/incident

      لغات نزدیک incident

      • - inchon
      • - incidence
      • - incident
      • - incidental
      • - incidental contact
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت sympathy و empathy چیست؟

      تفاوت Rap و Hip Hop چیست؟

      تفاوت attain و obtain چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      play hard to get days curassow hydride plexus residual retrospection regurgitation shelf life provoking science fiction womenfolk porridge lighthearted skin tone کلیک امروز گرد سیگما جواب دودی ریز ساق سبزیجات دهانه نخجیر برنا تناور تودیع آپوستروف
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.