آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • Idioms
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Matter

      ˈmæt̬ər ˈmætə

      گذشته‌ی ساده:

      mattered

      شکل سوم:

      mattered

      سوم‌شخص مفرد:

      matters

      وجه وصفی حال:

      mattering

      شکل جمع:

      matters

      معنی matter | جمله با matter

      noun B2

      ماده، جسم، ذات، ماهیت، جوهر، اهمیت، پرموته، مادگان، محتوا (در برابر: شکل و سبک و روش)، درون داشت

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی فوق متوسط

      مشاهده

      Success in teaching is primarily a matter of talent.

      موفقیت در تدریس در درجه‌ی اول بستگی به استعداد دارد.

      second-class matter

      مراسلات ارسالی با پست ارزان قیمت (درجه‌ی دو)

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      the passage of matter from the intestine

      عبور مدفوع از روده‌ها

      The matter which had accumulated around the wound.

      چرکی که دور زخم جمع شده بود.

      All the things that matter to me.

      همه‌ی چیزهایی که برایم اهمیت دارند.

      Does it matter (to you)?

      آیا (برای تو) مهم است؟

      It is not death that matters but the fear of death.

      آنچه که اهمیت دارد مرگ نیست، بلکه ترس از مرگ است.

      The well-being of my children is what matters to me most.

      سعادت فرزندانم از همه‌چیز برایم مهم‌تر است.

      a mattering wound

      زخم چرک زا

      He was back in a matter of minutes.

      او ظرف چند دقیقه برگشت.

      It may be a matter of days before he returns.

      ممکن است چندین روز طول بکشد تا مراجعت کند.

      Let the matter between us be decided by an arbitrator.

      بگذار مسئله ی مابین ما را یک حکم داوری بکند.

      The loss of that much money is no laughing matter!

      از دست دادن آن مقدار پول شوخی نیست!

      Don't smoke here, don't smoke anywhere else for that matter!

      اینجا سیگار نکش، اصلاً هیچ‌جا سیگار نکش!

      Don't talk to your mother like that, or to anyone else for that matter!

      با مادرت این‌طور حرف نزن، با هیچ‌کس دیگر هم این‌طور حرف نزن!

      It is only a matter of time before dictators are defeated.

      شکست دیکتاتورها صرفاً مستلزم زمان است.

      His untimely death made matters worse.

      مرگ نابه‌هنگام او وضع را بدتر کرد.

      No matter, I'll do it myself!

      اشکال نداره، خودم آن را انجام می‌دهم!

      no matter who

      هرکس که می‌خواهد باشد، هرکس

      no matter how

      مهم نیست که چگونه

      I'll do it no matter how hard it is.

      هرچقدر هم که سخت باشد، آن را انجام خواهم داد.

      printed matter

      چیزهای چاپ‌شده، مطبوعات

      The universe is made of matter.

      جهان از ماده درست شده است.

      the properties of matter

      ویژگی‌های (خواص) ماده

      a sticky matter

      ماده‌ای چسبناک

      coloring matter

      ماده‌ی رنگی

      His graceful style was not enough to hide a paucity of matter.

      سبک زیبای او جبران ضعف محتوای او را نمی‌کرد.

      The matter of the story is complex and thought-provoking.

      درون‌داشت (محتوای) داستان پیچیده و تفکربرانگیز است.

      in a matter of a few days

      در ظرف چند روز

      in a matter of hours

      در طی چند ساعت

      reading matter

      مطالب خواندنی، چیزهای ویژه خواندن

      this mineral matter

      این ماده‌ی معدنی

      business matters

      مطالب مربوط به کسب و کار

      This is no matter for jesting.

      این موضوع شوخی‌بردار نیست.

      Several other matters will be discussed too.

      چندین مطلب دیگر نیز مورد مذاکره قرار خواهد گرفت.

      a very serious matter

      چیزی بسیار جدی

      This question involves matters of faith.

      این پرسش با موضوع ایمان سروکار دارد.

      The King Arthur stories make up the matter of Britain.

      حکایت‌های مربوط به شاه‌آرتور داستان‌های حماسی انگلیس را تشکیل می‌دهند.

      It's of no matter.

      مهم نیست.

      To me it is a matter of great importance.

      از نظر من خیلی مهم است.

      Something seems to be the matter.

      مثل اینکه اشکالی پیش آمده است.

      verb - transitive

      عفونی شدن، چرک کردن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار اندروید فست دیکشنری
      noun

      مقدار، میزان، ظرف، طی

      noun

      موضوع، امر، مطلب، چیز، قضیه

      noun

      گرفتاری، مسئله، هرچیز ناخوشایند، دردسر، زحمت، اشکال

      noun

      نامه‌ها (و محمولات و غیره)ی ارسالی توسط پست، پست، چاپار

      noun

      داستان‌های حماسی، داستان‌های قهرمانی

      noun

      (ماده‌ی دفع شده از بدن) چرک، مدفوع، ریم

      verb - transitive

      مهم بودن، اهمیت داشتن

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد matter

      1. noun substance
        Synonyms:
        stuff thing material body element object entity being amount quantity sum individual constituents substantiality corporeality materialness physical world corporeity protoplasm phenomenon
        Antonyms:
        nothing zero nothingness
      1. noun concern, issue
        Synonyms:
        thing subject topic issue business affair question situation event incident circumstance episode transaction proceeding undertaking job occurrence goings-on nub bag lookout shooting match
      1. noun subject, thesis
        Synonyms:
        topic theme point focus text context interest argument substance sense motif subject matter head motive thesis resolution purport
      1. noun significance, meaning
        Synonyms:
        importance meaning sense weight consequence import magnitude amount extent range body content substance gist core pith meat burden upshot note moment text order tune vicinity neighborhood
        Antonyms:
        insignificance meaninglessness
      1. noun difficulty, problem
        Synonyms:
        trouble problem worry complication distress upset predicament grievance perplexity circumstance to-do
      1. noun secretion of a sore
        Synonyms:
        discharge pus infection suppuration purulence ulceration maturation
      1. verb be of consequence, importance
        Synonyms:
        count mean signify import mean something make a difference be important have influence affect involve weigh carry weight be of value express value cut ice imply be substantive

      Collocations

      a matter of opinion

      موضوع مربوط به سلیقه (یا خواست یا اندیشه‌ی) فردی

      in the matter of (something)

      (قدیمی) درباره‌ی (چیزی)

      it is only a matter of time before ...

      حتمی است؛ ولی وقت می‌گیرد تا ...، صرفاً مستلزم زمان است.

      Idioms

      a matter of life and death

      مسئله‌ی مرگ و زندگی، موضوع حیاتی، موضوع بسیار خطیر

      a matter of something

      تنها، فقط (در عرض) (برای تأکید بر کم بودن یک مقدار (به‌ویژه زمان) استفاده می‌شود)

      as a matter of fact

      درواقع، در حقیقت، راستش را بخواهید، به درستی که

      be (of) no laughing matter

      موضوع جدی بودن

      for that matter

      (برای تأکید مطلب دوم به کار می‌رود) اصلاً، در آن‌باره

      Idioms بیشتر

      make matters worse

      وضع را بدتر کردن

      no matter

      مهم نیست، اشکالی ندارد، مسئله‌ای نیست، ایرادی ندارد، عیبی ندارد

      take matters into one's own hands

      در رأس اقدام کردن، زمام امور را در دست خود گرفتن

      سوال‌های رایج matter

      گذشته‌ی ساده matter چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده matter در زبان انگلیسی mattered است.

      شکل سوم matter چی میشه؟

      شکل سوم matter در زبان انگلیسی mattered است.

      شکل جمع matter چی میشه؟

      شکل جمع matter در زبان انگلیسی matters است.

      وجه وصفی حال matter چی میشه؟

      وجه وصفی حال matter در زبان انگلیسی mattering است.

      سوم‌شخص مفرد matter چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد matter در زبان انگلیسی matters است.

      ارجاع به لغت matter

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «matter» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۷ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/matter

      لغات نزدیک matter

      • - matte
      • - matted
      • - matter
      • - matter of course
      • - matter of opinion
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      hand come out variant crook excess biological equalizer Americano equation Hispanic admissible algonquian allethrin amputator anti-tourism رفع خستگی کردن رنگارنگ رنگ‌کار روال جنت حافظه حر خستگی دل بستن دل کندن دوران نوزیستی ژرف‌کاو جناغ پیاده شدن ترحیمی
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.