آیکن بنر

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
امکانات و اشتراک‌ها
ورود یا ثبت‌نام دیکشنری مترجم لغات من وبلاگ
دیکشنری مترجم لغات من
ابزارها
آخرین مطالب آموزشی مشاهده‌ی همه
۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟ چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟
ابزارهای هوش مصنوعی
بهبود گرامر بازنویسی توسعه خلاصه تغییر لحن تبدیل آدرس تصحیح رایتینگ آیلتس تست تعیین سطح لغت
مترجم زبان‌های دیگر
  • EN مترجم انگلیسی ترجمه‌ی انگلیسی به فارسی و برعکس
  • DE مترجم آلمانی ترجمه‌ی آلمانی به فارسی و برعکس
  • FR مترجم فرانسوی ترجمه‌ی فرانسوی به فارسی و برعکس
  • ES مترجم اسپانیایی ترجمه‌ی اسپانیایی به فارسی و برعکس
  • IT مترجم ایتالیایی ترجمه‌ی ایتالیایی به فارسی و برعکس
  • TR مترجم ترکی ترجمه‌ی ترکی به فارسی و برعکس
  • AR مترجم عربی ترجمه‌ی عربی به فارسی و برعکس
  • RU مترجم روسی ترجمه‌ی روسی به فارسی و برعکس
تبدیل عدد به حروف

برای تبدیل عدد به حروف، عدد خود را در بخش دیکشنری بنویسید.

رفتن به دیکشنری
نرم‌افزارها
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
تنظیمات
ورود یا ثبت‌نام وارد شوید یا رایگان ثبت‌نام کنید و از امکانات کامل، از جمله مترجم متن استفاده کنید. خرید اشتراک
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
  • وبلاگ
پشتیبانی
  • پشتیبانی از طریق ایمیل
  • فست‌دیکشنری در اینستاگرام
  • فست‌دیکشنری در اکس
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۸ فروردین ۱۴۰۴

      Theme

      θiːm θiːm

      گذشته‌ی ساده:

      themed

      شکل سوم:

      themed

      سوم‌شخص مفرد:

      themes

      وجه وصفی حال:

      theming

      شکل جمع:

      themes

      معنی theme | جمله با theme

      noun countable B2

      موضوع، مضمون، درون‌مایه

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی پیشرفته

      مشاهده
      تصحیح رایتینگ آیلتس با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · نمره‌ی چهار معیار رسمی آیلتس
      امتحان کن

      The theme of their discussion was "women's rights."

      موضوع بحث آن‌ها «حقوق زنان» بود.

      Trees and waterfalls are a favorite theme for many painters.

      بن‌مایه‌ی محبوب بسیاری از نقاشان، درخت و آبشار است.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      economic themes

      موضوعات اقتصادی

      noun countable

      موسیقی متن، موسیقی تیتراژ، آهنگ زمینه (که چندین بار در فیلم و سریال برای شخصیت یا حال‌وهوایی خاص پخش می‌شود)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      ‫بازنویسی‬ با هوش مصنوعی

      The movie’s theme song became a huge hit.

      آهنگ زمینه‌ی این فیلم به موفقیتی بزرگ تبدیل شد.

      Whenever the villain appears, the same dark theme music plays.

      هر وقت شخصیت منفی ظاهر می‌شود، همان موسیقی متن مرموز پخش می‌شود.

      noun countable

      موسیقی تِم، ملودی اصلی

      They used a familiar theme to engage the audience.

      آن‌ها از تمی آشنا برای جلب توجه تماشاگران استفاده کردند.

      The theme of the symphony was inspired by nature.

      ملودی اصلی سمفونی از طبیعت الهام گرفته شده بود.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      the theme of Beethoven's Ninth Symphony

      ملودی اصلی سمفونی نهم بتهوون

      noun countable

      تاریخ منظقه‌ی نظامی، ناحیه‌ی نظامی، ایالت نظامی (در امپراتوری بیزانس)

      Byzantine themes were governed by both military and civil officials.

      ایالات بیزانس توسط مقامات نظامی و مدنی اداره می‌شدند.

      The empire’s military structure depended on the efficiency of its themes.

      ساختار نظامی امپراتوری به کارآمدی نواحی نظامی آن وابسته بود.

      noun countable

      مقاله، انشاء، نوشته، رساله

      Each student must write a weekly theme.

      هر شاگرد باید هفته‌ای یک انشاء بنویسد.

      The professor assigned a research theme on ancient civilizations.

      استاد مقاله‌ای تحقیقاتی درباره‌ی تمدن‌های باستانی تعیین کرد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      a research theme

      رساله‌ی کوتاه پژوهشی

      verb - transitive

      طراحی کردن (بر اساس موضوع یا تمی خاص)

      The restaurant was themed as an old Persian palace.

      این رستوران به شکل کاخ قدیمی ایرانی طراحی شده بود.

      The designer themed the exhibition to reflect medieval art.

      طراح نمایشگاه را به‌گونه‌ای طراحی کرد که هنر قرون وسطایی را منعکس کند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد theme

      1. noun a recurrent melody
        Synonyms:
        motif base root stem melody motive leitmotif thematic statement strain air tune melodic subject root-word developed melody radical
      1. noun idea, subject matter
        Synonyms:
        topic subject matter point question business case problem argument thesis thought proposition affair text motive stuff line head motif leitmotif burden matter in hand point at issue keynote
      1. noun written composition
        Synonyms:
        paper article report essay statement description exposition exercise manuscript dissertation thesis

      لغات هم‌خانواده theme

      noun
      theme
      adjective
      thematic
      adverb
      thematically

      سوال‌های رایج theme

      گذشته‌ی ساده theme چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده theme در زبان انگلیسی themed است.

      شکل سوم theme چی میشه؟

      شکل سوم theme در زبان انگلیسی themed است.

      شکل جمع theme چی میشه؟

      شکل جمع theme در زبان انگلیسی themes است.

      وجه وصفی حال theme چی میشه؟

      وجه وصفی حال theme در زبان انگلیسی theming است.

      سوم‌شخص مفرد theme چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد theme در زبان انگلیسی themes است.

      ارجاع به لغت theme

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «theme» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۴ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/theme

      لغات نزدیک theme

      • - thematic apperception test
      • - thematically
      • - theme
      • - theme park
      • - theme song
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      ۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند

      آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟

      چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      mast fiord mega metro midi pancake conversant missing get butt plaid call in sick collected solicitation clothe اعمال اشغال برازنده پهلوان‌پنبه سنگ‌پا سنگر سرنگون سرنگون شدن سرنگونی دینار رستم زیرک زیرکانه خستگی‌ناپذیری آب خوردن
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.