آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Subject

      ˈsʌbdʒekt səbˈdʒekt ˈsʌbdʒɪkt səbˈdʒekt

      گذشته‌ی ساده:

      subjected

      شکل سوم:

      subjected

      سوم‌شخص مفرد:

      subjects

      وجه وصفی حال:

      subjecting

      شکل جمع:

      subjects

      صفت تفضیلی:

      more subject

      صفت عالی:

      most subject

      معنی subject | جمله با subject

      noun countable B1

      موضوع، مبحث

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی مقدماتی

      مشاهده
      CEFR
      سطح واقعی لغات انگلیسیت رو بدون! تست رایگان · ۳۰ سوال · نتیجه فوری
      شروع تست

      the subject we wish to discuss with you

      موضوعی که می‌خواهیم با شما در میان بگذاریم

      the subject of our composition

      موضوع انشای ما

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      the subject of dispute and disagreement

      مایه‌ی بحث و اختلاف و ناسازی

      noun countable

      موضوع درسی، رشته‌ی آموزشی

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      خرید اشتراک فست دیکشنری

      I will take courses in four different subjects.

      در چهار موضوع مختلف کلاس برخواهیم داشت.

      Psychology is an interesting subject that explores the human mind and behavior.

      روانشناسی رشته‌ی جالبی است که ذهن و رفتار انسان را بررسی می‌کند.

      noun countable

      سوژه (داستان و نقاشی و غیره)

      The journalist interviewed the subject of her article.

      روزنامه‌نگار با سوژه‌ی مقاله خود مصاحبه کرد.

      The photographer captured the subject's beauty perfectly in the portrait.

      عکاس زیبایی سوژه را به‌خوبی در پرتره ثبت کرده است.

      noun countable

      دستور زبان نهاد، فاعل

      link-banner

      آموزش دستور زبان انگلیسی از مبتدی تا پیشرفته

      مشاهده

      The Fast Dictionary is the subject of the sentence "The Fast Dictionary helps me find the meanings of the words."

      در جمله‌ی «فست‌دیکشنری به من کمک می‌کند معانی کلمات را پیدا کنم» فست‌دیکشنری نهاد جمله است.

      "It" is the subject of the sentence "It is raining."

      it فاعل جمله‌ی It is raining است.

      noun countable

      تبعه، شهروند (به‌ویژه در کشوری که پادشاه یا ملکه دارد)

      the subject's loyalty to the country

      وفاداری این تبعه به کشور

      The queen was beloved by all her subjects

      ملکه محبوب همه‌ی شهروندان بود.

      verb - transitive

      تحت کنترل درآوردن، تحت سلطه درآوردن، تحت قیمومت درآوردن، مطیع کردن

      Servants had to subject themselves to their masters.

      نوکرها باید خود را مطیع اربابان می‌کردند.

      The empire aimed to subject all the territories to its authority.

      هدف امپراتوری این بود که تمام سرزمین‌ها را تحت سلطه‌ی خود درآورد.

      adjective

      تحت سلطه، تحت تسلط، تحت کنترل (کشور یا ایالت دیگر)

      subject peoples

      ملت‌های تحت تسلط

      subject states

      ایالت‌های تحت فرمان

      adjective

      در معرض

      subject to severe droughts

      در معرض خشکسالی‌های شدید

      subject to temptation

      در معرض وسوسه

      adjective

      منوط به

      subject to your approval

      منوط به توافق شما

      subject to the availability of funds

      منوط به در دسترس بودن بودجه

      noun countable

      سوژه، نمونه، آزمایش‌شونده

      the subjects of nutritional experiments

      آزمایش‌شوندگان مربوط به تغذیه

      verb - transitive

      وادار کردن به تحمل کردن (چیزی ناخوشایند)، در معرض (چیزی ناخوشایند) قرار دادن

      to subject oneself to the contempt of others

      خود را در معرض تحقیر دیگران قرار دادن

      to subject someone to a through questioning

      کسی را مورد بازپرسی کامل قرار دادن

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد subject

      1. adjective at the mercy of; answerable
        Synonyms:
        liable dependent subordinate accountable controlled directed governed under exposed vulnerable prone likely open conditional contingent inferior secondary sub captive enslaved subjugated at the mercy of answerable obedient ruled submissive subservient bound by sensitive apt disposed servile slavish tributary satellite provisional tentative subaltern at one’s feet collateral susceptible substract
        Antonyms:
        master
      1. noun issue, matter
        Synonyms:
        matter case point question topic argument business idea object problem proposal subject matter theme thesis discussion motive text gist substance core item head chapter resolution study affair material meat thought motion motif principal object field of reference theorem class course matter at hand
      1. noun one under authority of another
        Synonyms:
        subordinate dependent client customer patient national vassal serf case liege guinea pig
        Antonyms:
        master

      سوال‌های رایج subject

      گذشته‌ی ساده subject چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده subject در زبان انگلیسی subjected است.

      شکل سوم subject چی میشه؟

      شکل سوم subject در زبان انگلیسی subjected است.

      شکل جمع subject چی میشه؟

      شکل جمع subject در زبان انگلیسی subjects است.

      وجه وصفی حال subject چی میشه؟

      وجه وصفی حال subject در زبان انگلیسی subjecting است.

      سوم‌شخص مفرد subject چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد subject در زبان انگلیسی subjects است.

      صفت تفضیلی subject چی میشه؟

      صفت تفضیلی subject در زبان انگلیسی more subject است.

      صفت عالی subject چی میشه؟

      صفت عالی subject در زبان انگلیسی most subject است.

      ارجاع به لغت subject

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «subject» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۳ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/subject

      لغات نزدیک subject

      • - subjacency
      • - subjacent
      • - subject
      • - subject matter
      • - subject to police investigation
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      gore rotatory pretzel mammatus pie chart wheedle hematocrit stoichiometry frump seafaring in demand concur jaggery used to diametrically چرب اثنی‌عشر انگلستان روماتیسم مفصلی بدهکار کوله‌پشتی مسیر مشمئز کننده مطالبه معادل معلومات معمار ملتمسانه منافع منان
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.