آیکن بنر

افزونه‌ی کروم فست‌دیکشنری به‌روزرسانی شد

افزونه‌ی فست‌دیکشنری به‌روزرسانی شد

تست کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۹ آذر ۱۴۰۲

    Item

    ˈaɪtəm ˈaɪtəm

    شکل جمع:

    items

    معنی item | جمله با item

    noun B1

    فقره، (در جمع) اقلام، رقم، تکه، قطعه خبری، بخش، موضوع، مطلب، مورد، سؤال (در پرسش‌نامه‌ی آماری)، نمونه

    link-banner

    لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی متوسط

    مشاهده

    The police examined several items of clothing.

    پلیس چندین قلم لباس را بررسی کرد.

    each item in the bill

    هر یک از اقلام صورت‌حساب

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    Some of the items in this list have been repeated.

    برخی از اقلام این فهرست تکراری هستند.

    bread, meat, and other food items

    نان و گوشت و سایر چیزهای خوراکی

    an important item in our export

    یک قلم عمده از صادرات ما

    a fast-selling item

    کالای پرفروش

    We are marketing a large number of items.

    ما فراورده‌های زیادی را به بازار می‌آوریم.

    We sell only a few items for cash.

    فقط محصولات معدودی را نقد می‌فروشیم.

    a separate item of income

    یک فقره درآمد جداگانه

    a bright new item on Broadway

    یک نمایش درخشان و تازه در برادوی

    The main item of the show was a program of native dances.

    رقص‌های بومی بخش عمده برنامه را تشکیل می‌داد.

    several news items

    چندین خبر (موضوع خبری)

    an item of great importance

    موضوع بسیار مهم

    the next item to be considered ...

    مطلب دیگری که باید مورد ملاحظه قرار گیرد...

    He added another item to the agenda.

    او موضوع دیگری را به دستور جلسه افزود.

    noun

    (در اصل) پند، اندرز، اشاره، راهنمایی

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    فست دیکشنری در ایکس
    adverb

    (در جلو هر یک از اقلام یا بخش های یک فهرست نوشته می شود) همچنین

    verb - transitive

    حساب کردن، محاسبه کردن

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد item

    1. noun part, article
      Synonyms:
      thing bit piece detail point element note matter report story account article specific information feature news notice scrap entry paragraph bulletin dispatch write-up aspect consideration component minor point novelty scoop blurb column conversation piece incidental minutia

    لغات هم‌خانواده item

    noun
    item
    verb - transitive
    itemize

    سوال‌های رایج item

    شکل جمع item چی میشه؟

    شکل جمع item در زبان انگلیسی items است.

    ارجاع به لغت item

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «item» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/item

    لغات نزدیک item

    • - itch
    • - itchy
    • - item
    • - item of influenced
    • - item of information
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    possessed provide for your family puddle quite a bit quite a few rapport rather than real-life ranch concert complexion credibility cottage cheese disappear sinusoidal اهتزاز فاحش وقار موقر مزایده تکثیر منزه عایدی مغبون غنیمت چلاق چلغوز قاچ قرائت قرعه
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.