شکل جمع:
noveltiesتازگی، نوظهوری، بدیعی
Soon the novelty of living in a palace wore off.
پساز اندکی زندگی در کاخ تازگی خود را از دست داد.
Computers are no longer novelties.
کامپیوتر دیگر تازگی ندارد.
the novelty of his ideas
تازگی اندیشههای او
چیز تازه، چیز نو، چیز نوظهور
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
The museum's new wing features several technological novelties that are designed to enhance visitor engagement.
شعبهی جدید موزه چندین چیز نوظهور تکنولوژیکی را به نمایش میگذارد که برای افزایش تعامل بازدیدکنندگان طراحی شدهاند.
Researchers are developing a new medical novelty that promises to revolutionize non-invasive diagnostic procedures.
محققان د حال توسعه یک چیز نوظهور پزشکی جدید هستند که نوید میدهد رویههای تشخیصی غیرتهاجمی را متحول کند.
وسیلهی کادویی (وسیلهای ارزان)
The museum gift shop offered a wide array of local novelty items, perfect for tourists seeking souvenirs.
فروشگاه هدایای موزه طیف گستردهای از وسایل کادویی محلی را ارائه میداد که برای گردشگرانی که بهدنبال سوغاتی بودند، عالی بود.
While often inexpensive, the cultural significance embedded in some novelty gifts can be quite profound.
اگرچه اغلب ارزان هستند، اما اهمیت فرهنگی نهفته در برخی هدایای کادویی میتواند بسیار عمیق باشد.
Online retailers have expanded the market for unique novelty products, making them accessible globally.
خردهفروشان آنلاین بازار محصولات کادویی منحصربهفرد را گسترش دادهاند و آنها را در سطح جهانی در دسترس قرار دادهاند.
ارزش تازگی، جذابیت به خاطر جدید بودن
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «novelty» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/novelty