گذشتهی ساده:
blurbedشکل سوم:
blurbedسومشخص مفرد:
blurbsوجه وصفی حال:
blurbingتوضیح کوتاه (پشت جلد کتاب)
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی کاربردی پیشرفته
The publisher wrote a catchy blurb for the back cover.
ناشر یک توضیح کوتاه جذاب برای پشت جلد نوشت.
The author's blurb convinced me to buy the novel.
توضیح کوتاه نویسنده من را قانع کرد که این رمان را بخرم.
Please keep the blurb under fifty words.
لطفاً توضیح کوتاه را زیر پنجاه کلمه نگه دارید.
I read the blurb and immediately reserved a copy.
من توضیح کوتاه را خواندم و بلافاصله یک نسخه رزرو کردم.
توضیح کوتاه دادن (پشت جلد کتاب)
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
She agreed to blurb his memoir before it went to print.
او پذیرفت قبلاز چاپ، زندگینامهاش را توضیح کوتاه بدهد.
Before the launch, the marketing team blurbed the paperback edition.
پیشاز عرضه، تیم بازاریابی نسخهی جیبی را توضیح کوتاهی داد.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «blurb» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۴ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/blurb