آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۲ آذر ۱۴۰۴

      Blur

      blɜːr blɜː

      گذشته‌ی ساده:

      blurred

      شکل سوم:

      blurred

      سوم‌شخص مفرد:

      blurs

      وجه وصفی حال:

      blurring

      معنی blur | جمله با blur

      noun singular

      تاری، محو‌شدگی، تصویر محو

      In very fast speeds everything becomes a blur.

      در سرعت‌های خیلی زیاد همه چیز به نظر محو می‌آید.

      After the accident, his vision was a blur for several minutes.

      بعداز تصادف، دید او برای چند دقیقه کاملاً تار بود.

      noun singular

      ابهام، گنگی، خاطره‌ی محو

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      همگام سازی در فست دیکشنری

      Time has turned that painful experience into a vague blur.

      گذر زمان، آن تجربه‌ی دردناک را به خاطره‌ای مبهم تبدیل کرده است.

      The explanation was so complex that the main idea remained a blur.

      توضیح آن‌قدر پیچیده بود که ایده‌ی اصلی در حالت گنگی باقی ماند.

      verb - intransitive verb - transitive

      محو شدن، محو کردن، تار شدن، تار کردن، نامشخص شدن، ناواضح شدن

      The child had smeared paint over the picture and had blurred its details.

      کودک روی عکس رنگ مالیده بود و جزئیات آن را محو کرده بود.

      The picture you took is blurred.

      عکسی که انداختی تار است.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Tears blurred his vision.

      اشک دید او را مختل کرد.

      verb - intransitive verb - transitive

      محو کردن، کم‌رنگ کردن، مبهم کردن، درهم‌آمیختن، نامشخص کردن

      The line between art and reality became blurred in his mind.

      حدفاصل بین هنر و واقعیت از ذهن او زدوده شده بود.

      His explanation blurred the truth instead of clarifying it.

      توضیح او به‌جای روشن کردن موضوع، حقیقت را مبهم کرد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد blur

      1. verb cloud, fog
        Synonyms:
        darken shade obscure dim cloud fog mask muddy soften blind dazzle daze make vague make hazy make indistinct bedim befog blear glare becloud
        Antonyms:
        clear uncloud unsmudge
      1. verb make dirty
        Synonyms:
        stain smudge spot smear blemish discolor blot besmear taint tarnish
        Antonyms:
        clean cleanse purify clarify

      سوال‌های رایج blur

      گذشته‌ی ساده blur چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده blur در زبان انگلیسی blurred است.

      شکل سوم blur چی میشه؟

      شکل سوم blur در زبان انگلیسی blurred است.

      وجه وصفی حال blur چی میشه؟

      وجه وصفی حال blur در زبان انگلیسی blurring است.

      سوم‌شخص مفرد blur چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد blur در زبان انگلیسی blurs است.

      ارجاع به لغت blur

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «blur» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۰ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/blur

      لغات نزدیک blur

      • - blunt pencil
      • - bluntly
      • - blur
      • - blurb
      • - blurriness
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      pyracantha Urania homologate hairdresser menagerie effigy Persephone halloween shaft ant draw independent real fata morgana price واحد واسع وصل نشده وضعیت وقایع وقت بازی ویتامین ویلا پانتومیم پاکت پر شدن پرتنش پرمصرف پرواز پسرفت کردن
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.