آیکن بنر

لیست کامل اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

مشاهده
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

    Soften

    ˈsɑːfn ˈsɒfn

    گذشته‌ی ساده:

    softened

    شکل سوم:

    softened

    سوم‌شخص مفرد:

    softens

    وجه وصفی حال:

    softening

    معنی soften | جمله با soften

    adverb

    نرم کردن، ملایم کردن، آهسته‌ترکردن، شیرین کردن، فرونشاندن، خوابانیدن، کاستن، از، کم کردن، نرم شدن

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    هوش مصنوعی فست دیکشنری

    lotions that soften dry skin

    لوسیون‌هایی که پوست خشک را نرم می‌کنند

    Heat softens iron.

    حرارت آهن را نرم می‌کند.

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    They have softened their policy toward religious minorities.

    آن‌ها سیاست خود نسبت به اقلیت‌های مذهبی را تعدیل کرده‌اند.

    The wind was softening.

    باد داشت ملایم می‌شد.

    Oversupply has softened the price of crude oil.

    تولید بیش از نیاز قیمت نفت خام را پایین آورده است.

    Ease and luxury had softened them.

    راحتی و تجمل آنان را کم‌طاقت کرده بود.

    Their sufferings should soften the stoniest of hearts.

    فلاکت‌های آن‌ها سنگدل‌ترین اشخاص را هم سر رحم می‌آورد.

    Before the attack, our bombers softened up the enemy's shore defenses.

    پیش از حمله، بمب‌افکن‌های ما مواضع ساحلی دشمن را کوبیدند.

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد soften

    1. verb calm, soothe
      Synonyms:
      ease mitigate reduce lessen alleviate appease soothe mollify assuage lighten moderate temper weaken subdue relax diminish lower still quell palliate abate modify yield relent enfeeble bend give melt thaw tone down turn down cushion qualify become tender tenderize moisten knead mash dissolve disintegrate mellow
      Antonyms:
      worry upset irritate trouble

    لغات هم‌خانواده soften

    noun
    softness, softener, softy
    adjective
    soft
    verb - transitive
    soften
    adverb
    softly

    سوال‌های رایج soften

    گذشته‌ی ساده soften چی میشه؟

    گذشته‌ی ساده soften در زبان انگلیسی softened است.

    شکل سوم soften چی میشه؟

    شکل سوم soften در زبان انگلیسی softened است.

    وجه وصفی حال soften چی میشه؟

    وجه وصفی حال soften در زبان انگلیسی softening است.

    سوم‌شخص مفرد soften چی میشه؟

    سوم‌شخص مفرد soften در زبان انگلیسی softens است.

    ارجاع به لغت soften

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «soften» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۱ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/soften

    لغات نزدیک soften

    • - softball
    • - softcover
    • - soften
    • - soften (or cushion) the blow
    • - softener
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    واژه سال 2025 دیکشنری ها

    واژه سال 2025 دیکشنری ها

    لغات انگلیسی مربوط به کریسمس

    لغات انگلیسی مربوط به کریسمس

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    holland shades of something or someone Manichaean tumult motherhood turn down exponential extant extensible extensively gourmet exterritorial extreme weather extremely subterfuge محموله تحریم تحمیل متحمل یحتمل تحقق مهمل منقار نامگذاری مغیلان مقوا تقدم منقش نصیر منجوق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.