آیکن بنر

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

مشاهده
آخرین به‌روزرسانی:

Palliate

ˈpælieɪt ˈpælieɪt

گذشته‌ی ساده:

palliated

شکل سوم:

palliated

سوم‌شخص مفرد:

palliates

وجه وصفی حال:

palliating

معنی palliate | جمله با palliate

verb - transitive

تسکین دادن، موقتاً آرام کردن

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

همگام سازی در فست دیکشنری

The hot bath palliated my muscle.

حمام گرم درد عضلات مرا تسکین داد.

The mother used to palliate her daughter's faults.

مادر عیوب دخترش را کوچک جلوه می‌داد.

پیشنهاد بهبود معانی

انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد palliate

سوال‌های رایج palliate

گذشته‌ی ساده palliate چی میشه؟

گذشته‌ی ساده palliate در زبان انگلیسی palliated است.

شکل سوم palliate چی میشه؟

شکل سوم palliate در زبان انگلیسی palliated است.

وجه وصفی حال palliate چی میشه؟

وجه وصفی حال palliate در زبان انگلیسی palliating است.

سوم‌شخص مفرد palliate چی میشه؟

سوم‌شخص مفرد palliate در زبان انگلیسی palliates است.

ارجاع به لغت palliate

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «palliate» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ شهریور ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/palliate

لغات نزدیک palliate

پیشنهاد بهبود معانی