آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۷ دی ۱۴۰۳

      Cushion

      ˈkʊʃn ˈkʊʃn

      گذشته‌ی ساده:

      cushioned

      شکل سوم:

      cushioned

      سوم‌شخص مفرد:

      cushions

      وجه وصفی حال:

      cushioning

      شکل جمع:

      cushions

      معنی cushion | جمله با cushion

      noun verb - transitive countable

      متکا، نازبالش، کوسن، مخده، زیرسازی، وسیله‌ای که شبیه تشک باشد، با کوسن و بالش نرم مزین کردن، لایه گذاشتن، چنبره

      cushion, متکا، نازبالش، کوسن، مخده، زیرسازی، وسیله‌ای که شبیه تشک باشد، با کوسن و بالش نرم مزین کردن، لایه گذاشتن، چنبره
      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی متوسط

      مشاهده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در ایکس

      a divan with two red cushions

      نیمکتی با دو کوسن قرمز

      The ring had fallen under the sofa's cushion.

      انگشتر زیر تشک کاناپه افتاده بود.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      An airplane flies on a cushion of air.

      هواپیما بر بالشی از هوا پرواز می‌کند.

      a shoe cushion

      کفی نرم کفش

      the cushion around a billiard table

      لبه‌های نرم میز بیلیارد

      a piston cushion

      بالشتک پیستون

      to cushion wooden chairs

      صندلی‌های چوبی را تشک‌دار کردن

      The nurse cushioned his injured shoulder.

      پرستار زیر شانه‌ی مصدومش بالش قرار داد.

      The press was cushioning the scandal.

      روزنامه‌ها آن افتضاح را بی‌صدا گذاشته بودند.

      Soft tires that cushion the ride.

      لاستیک‌های نرمی که سواری را نرم و ملایم می‌کنند.

      The flower bushes cushioned her fall, otherwise she would have been dead.

      بته‌های گل از شدت سقوط او کاستند و الا مرده بود.

      A salary raise may somewhat cushion the impact of price increases.

      افزایش حقوق‌ها ممکن است تا اندازه‌ای از تأثیر (سو) بالا رفتن قیمت‌ها بکاهد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد cushion

      1. noun pillow, pad
        Synonyms:
        pad rest buffer seat bolster mat headrest pillow bumper fender squab sham woolsack beanbag
      1. verb pad, protect from blow
        Synonyms:
        support soften muffle deaden dampen insulate protect from blow stifle bolster buttress pillow cradle suppress seclude

      Collocations

      cushion cover

      رو بالشتی، روپوش تشکچه‌ی مبل

      سوال‌های رایج cushion

      معنی cushion به فارسی چی میشه؟

      کلمه "cushion" در زبان انگلیسی به معنای "متکا" یا "کوسن" است و به اشیایی اشاره دارد که برای راحتی و نرمی استفاده می‌شوند. این واژه در زمینه‌های مختلف به کار می‌رود و معانی و کاربردهای متنوعی دارد. در ادامه به توضیحات جامع‌تری درباره "cushion" می‌پردازیم:

      ۱. تعریف و کاربرد

      "Cushion" به طور کلی به هر نوع پشتیبان نرم و نازک اشاره دارد که معمولاً از مواد نرم مانند فوم، پشم یا الیاف مصنوعی ساخته می‌شود. این اشیا به منظور راحتی بیشتر در نشستن یا خوابیدن طراحی شده‌اند. متکاها معمولاً در تخت خواب‌ها به کار می‌روند تا سر و گردن را حمایت کنند، در حالی که کوسن‌ها بیشتر برای تزئین و راحتی در مبلمان مانند مبل‌ها و صندلی‌ها مورد استفاده قرار می‌گیرند.

      ۲. انواع کوسن و متکا

      کوسن‌ها و متکاها انواع مختلفی دارند که بسته به کاربرد و طراحی متفاوت هستند. برخی از انواع معروف شامل:

      - متکای استاندارد: به صورت مستطیلی و با ابعاد مشخص ساخته می‌شود و برای خوابیدن استفاده می‌شود.

      - کوسن‌های تزئینی: این کوسن‌ها معمولاً کوچک‌تر و با طراحی‌های زیبا تهیه می‌شوند و به عنوان دکوری بر روی مبل‌ها یا تخت‌ها قرار می‌گیرند.

      - متکای طبی: این نوع متکاها به گونه‌ای طراحی شده‌اند که از گردن و ستون فقرات حمایت کنند و برای افرادی که مشکلات گردن یا کمر دارند مناسب هستند.

      - کوسن‌های بیرونی: برای استفاده در فضاهای باز مانند باغ‌ها و بالکن‌ها طراحی شده‌اند و معمولاً از مواد مقاوم در برابر آب ساخته می‌شوند.

      ۳. مواد سازنده

      کوسن‌ها و متکاها از مواد مختلفی ساخته می‌شوند که هر کدام ویژگی‌ها و مزایای خاص خود را دارند. برخی از این مواد عبارتند از:

      - فوم: فوم‌های مموری (Memory Foam) به خوبی شکل بدن را می‌پذیرند و راحتی خوبی را فراهم می‌کنند.

      - پشم: پشم طبیعی به عنوان یک ماده نرم و تنفس‌پذیر شناخته می‌شود و در تولید متکاهای باکیفیت به کار می‌رود.

      - الیاف مصنوعی: این مواد معمولاً ارزان‌تر هستند و در بسیاری از کوسن‌ها و متکاها استفاده می‌شوند.

      ۴. نکات جالب

      - تاریخچه: استفاده از کوسن و متکا به هزاران سال پیش برمی‌گردد. در گذشته، مردم از مواد طبیعی مانند گیاهان و پشم برای ساخت این اشیا استفاده می‌کردند.

      - تزئینات: کوسن‌ها می‌توانند به عنوان یک عنصر دکوری در دکوراسیون داخلی استفاده شوند و با رنگ‌ها و الگوهای مختلفی طراحی شوند.

      - مزایای سلامتی: استفاده از متکاهای مناسب می‌تواند به بهبود کیفیت خواب و کاهش دردهای گردن و کمر کمک کند.

      گذشته‌ی ساده cushion چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده cushion در زبان انگلیسی cushioned است.

      شکل سوم cushion چی میشه؟

      شکل سوم cushion در زبان انگلیسی cushioned است.

      شکل جمع cushion چی میشه؟

      شکل جمع cushion در زبان انگلیسی cushions است.

      وجه وصفی حال cushion چی میشه؟

      وجه وصفی حال cushion در زبان انگلیسی cushioning است.

      سوم‌شخص مفرد cushion چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد cushion در زبان انگلیسی cushions است.

      ارجاع به لغت cushion

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «cushion» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۷ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/cushion

      لغات نزدیک cushion

      • - cushily
      • - cushing's disease
      • - cushion
      • - cushion cover
      • - cushitic
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      pisa munchkin pay it forward peerless personify puppy parenteral AI thrust air cover discover hike toddler acron floodwater زیرا زخمی زندگی کردن سخت کوش سر سرسام‌آور سرسره بازی سرطان خودکامه خوش آتیه خوش یمن خونگرم خیلی زیاد داستان زندگی سرزده
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.