آیکن بنر

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
امکانات و اشتراک‌ها
ورود یا ثبت‌نام دیکشنری مترجم لغات من وبلاگ
دیکشنری مترجم لغات من
ابزارها
آخرین مطالب آموزشی مشاهده‌ی همه
۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟ چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟
ابزارهای هوش مصنوعی
بهبود گرامر بازنویسی توسعه خلاصه تغییر لحن تبدیل آدرس تصحیح رایتینگ آیلتس تست تعیین سطح لغت
مترجم زبان‌های دیگر
  • EN مترجم انگلیسی ترجمه‌ی انگلیسی به فارسی و برعکس
  • DE مترجم آلمانی ترجمه‌ی آلمانی به فارسی و برعکس
  • FR مترجم فرانسوی ترجمه‌ی فرانسوی به فارسی و برعکس
  • ES مترجم اسپانیایی ترجمه‌ی اسپانیایی به فارسی و برعکس
  • IT مترجم ایتالیایی ترجمه‌ی ایتالیایی به فارسی و برعکس
  • TR مترجم ترکی ترجمه‌ی ترکی به فارسی و برعکس
  • AR مترجم عربی ترجمه‌ی عربی به فارسی و برعکس
  • RU مترجم روسی ترجمه‌ی روسی به فارسی و برعکس
تبدیل عدد به حروف

برای تبدیل عدد به حروف، عدد خود را در بخش دیکشنری بنویسید.

رفتن به دیکشنری
نرم‌افزارها
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
تنظیمات
ورود یا ثبت‌نام وارد شوید یا رایگان ثبت‌نام کنید و از امکانات کامل، از جمله مترجم متن استفاده کنید. خرید اشتراک
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
  • وبلاگ
پشتیبانی
  • پشتیبانی از طریق ایمیل
  • فست‌دیکشنری در اینستاگرام
  • فست‌دیکشنری در اکس
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۶ بهمن ۱۴۰۲

      Buttress

      ˈbʌtrəs ˈbʌtrəs

      گذشته‌ی ساده:

      buttressed

      شکل سوم:

      buttressed

      سوم‌شخص مفرد:

      buttresses

      وجه وصفی حال:

      buttressing

      شکل جمع:

      buttresses

      معنی buttress | جمله با buttress

      noun countable

      معماری پشت‌بند، پشت‌واره، شمع (یکی از عناصر سازه‌ای در معماری که در پشت یا به‌صورت بیرون‌زده از دیوار ساخته می‌شود و آن را تقویت می‌کند)

      توسعه با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · متن کوتاهت رو کامل‌تر کن
      امتحان کن

      The walls of the old mosque have been reinforced with buttresses.

      دیوارهای مسجد قدیمی با پشت‌واره محکم شده‌اند.

      The buttress provided stability to the ancient cathedral.

      شمع استحکام کلیسای جامع باستانی را فراهم می‌کرد.

      verb - intransitive

      معماری پشت‌بند زدن، شمع زدن (به دیوار)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      ‫لحن متن شما را به رسمی، آکادمیک یا عامیانه تغییر می‌دهد

      to buttress a leaning tower

      به برج کج پشت‌بند زدن

      It is essential to buttress the walls of the castle to ensure its stability.

      شمع زدن به دیوارهای قلعه برای اطمینان از استحکام آن ضروری است.

      verb - transitive

      مجازی تقویت کردن، تحکیم کردن، پشت‌بنددار کردن

      He tried to buttress his reasoning with statistics.

      سعی می‌کرد استدلال خود را با آمار و ارقام پشت‌بنددار کند.

      measures to buttress the national economy

      اقداماتی برای تقویت اقتصاد ملی

      noun countable

      پشتوانه، پشتیبان، حامی، نگاهبان

      The financial aid from the government acted as a buttress for the struggling business.

      کمک‌های مالی دولت به عنوان پشتوانه‌ای برای این کسب‌وکار که دست‌وپا می‌زد عمل کرد.

      The treaty served as a buttress for maintaining peace between the two nations.

      این پیمان به عنوان نگاهبانی برای حفظ صلح بین دو ملت عمل کرد.

      noun

      جانورشناسی برآمدگی شاخی‌شکل (در سم اسب)

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی جانورشناسی

      مشاهده

      The farrier examined the horse's hoof and noticed a small buttress forming at the heel.

      نعل‌بند سم اسب را بررسی کرد و متوجه شد که برآمدگی شاخی‌شکل کوچکی در پاشنه‌ی پا شکل گرفته است.

      The horse's buttress was causing discomfort.

      برآمدگی شاخی‌شکل اسب باعث ناراحتی‌اش می‌شد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد buttress

      1. noun brace, support
        Synonyms:
        support brace prop stay column stanchion strut reinforcement mainstay pier abutment shore underpinning
      1. verb support, bolster
        Synonyms:
        back up support strengthen reinforce build up sustain uphold bolster brace shore prop beef up carry step up jack up bulwark jazz up
        Antonyms:
        weaken let down

      سوال‌های رایج buttress

      گذشته‌ی ساده buttress چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده buttress در زبان انگلیسی buttressed است.

      شکل سوم buttress چی میشه؟

      شکل سوم buttress در زبان انگلیسی buttressed است.

      شکل جمع buttress چی میشه؟

      شکل جمع buttress در زبان انگلیسی buttresses است.

      وجه وصفی حال buttress چی میشه؟

      وجه وصفی حال buttress در زبان انگلیسی buttressing است.

      سوم‌شخص مفرد buttress چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد buttress در زبان انگلیسی buttresses است.

      ارجاع به لغت buttress

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «buttress» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۴ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/buttress

      لغات نزدیک buttress

      • - buttonwood
      • - buttony
      • - buttress
      • - buttstock
      • - butyl
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      ۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند

      آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟

      چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      mast fiord mega metro midi pancake conversant missing get butt plaid call in sick collected solicitation clothe اعمال اشغال برازنده پهلوان‌پنبه سنگ‌پا سنگر سرنگون سرنگون شدن سرنگونی دینار رستم زیرک زیرکانه خستگی‌ناپذیری آب خوردن
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.