Reinforce معنی

  • Verb - transitive
    تقویت کردن، محکم کردن، تجدید قوا کردن
    • - They reinforced our regiment with fresh soldiers.
    • - هنگ ما را با سربازان تازه‌نفس تقویت کردند.
    • - to reinforce one's arguments
    • - استدلال خود را محکم‌تر کردن
آخرین به‌روزرسانی:
  • فونتیک آمریکایی

    ˌriːɪnˈfɔːrs
  • فونتیک بریتانیایی

    ˌriːənˈfɔːs

مترادف و متضاد reinforce