آیکن بنر

افزونه‌ی کروم فست‌دیکشنری به‌روزرسانی شد

افزونه‌ی فست‌دیکشنری به‌روزرسانی شد

تست کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۱۱ مهر ۱۴۰۴

    Increase

    ɪnˈkriːs ˈɪnkriːs ɪnˈkriːs ˈɪnkriːs

    گذشته‌ی ساده:

    increased

    شکل سوم:

    increased

    سوم‌شخص مفرد:

    increases

    وجه وصفی حال:

    increasing

    شکل جمع:

    increases

    معنی increase | جمله با increase

    verb - intransitive verb - transitive B1

    زیاد کردن یا شدن، افزودن، افزایش یافتن، اضافه کردن یا شدن

    link-banner

    لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی متوسط

    مشاهده

    I am going to increase your salary.

    حقوق تو را زیاد خواهم کرد.

    Unemployment has increased.

    بیکاری زیاد شده است.

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    Don't increase your speed any more!

    سرعت خود را زیادتر نکن!

    In summer the heat increases.

    در تابستان گرما بیشتر می‌شود.

    He increased his wealth.

    او بر دارایی خود افزود.

    noun countable uncountable B2

    افزایش، رشد، صعود، ارتقا، ترقی

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    خرید اشتراک فست دیکشنری

    He received an increase in salary after his promotion.

    او پس‌از ارتقای شغلی‌اش، افزایش حقوق دریافت کرد.

    There has been a noticeable increase in the number of people using public transport.

    تعداد افرادی که از حمل‌ونقل عمومی استفاده می‌کنند، رشد محسوسی داشته است.

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    population increase

    افزایش جمعیت

    an increase in pregnancies

    زیاد شدن (تعداد) آبستنی‌ها

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد increase

    1. noun addition, growth
      Synonyms:
      growth expansion development rise gain accumulation enlargement extension augmentation intensification inflation boost step-up accretion accrual swell incorporation merger multiplication surge upgrade upswing escalation aggrandizement breakthrough elaboration maximization optimization raise spread swelling upturn waxing accession burgeoning cumulation exaggeration hike
      Antonyms:
      decrease loss subtraction depletion diminishment
    1. verb add or grow
      Synonyms:
      add grow extend expand develop enlarge raise build augment amplify multiply strengthen advance widen heighten sharpen deepen inflate lengthen magnify intensify boost further broaden build up escalate exaggerate supplement progress swell double prolong reinforce aggrandize aggravate dilate distend mount annex pad slap on step up thicken wax snowball swarm tack on teem redouble protract pullulate mark up proliferate triple
      Antonyms:
      decrease diminish subtract deplete lose

    Collocations

    on the increase

    روبه افزایش، رو به تزاید

    لغات هم‌خانواده increase

    noun
    increase
    adjective
    increased, increasing
    verb - transitive
    increase
    adverb
    increasingly

    سوال‌های رایج increase

    گذشته‌ی ساده increase چی میشه؟

    گذشته‌ی ساده increase در زبان انگلیسی increased است.

    شکل سوم increase چی میشه؟

    شکل سوم increase در زبان انگلیسی increased است.

    شکل جمع increase چی میشه؟

    شکل جمع increase در زبان انگلیسی increases است.

    وجه وصفی حال increase چی میشه؟

    وجه وصفی حال increase در زبان انگلیسی increasing است.

    سوم‌شخص مفرد increase چی میشه؟

    سوم‌شخص مفرد increase در زبان انگلیسی increases است.

    ارجاع به لغت increase

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «increase» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/increase

    لغات نزدیک increase

    • - incrassate
    • - increasable
    • - increase
    • - increase dramatically
    • - increase gradually
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    possessed provide for your family puddle quite a bit quite a few rapport rather than real-life ranch concert complexion credibility cottage cheese disappear sinusoidal اهتزاز فاحش وقار موقر مزایده تکثیر منزه عایدی مغبون غنیمت چلاق چلغوز قاچ قرائت قرعه
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.