آیکن بنر

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
امکانات و اشتراک‌ها
ورود یا ثبت‌نام دیکشنری مترجم لغات من وبلاگ
دیکشنری مترجم لغات من
ابزارها
آخرین مطالب آموزشی مشاهده‌ی همه
۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟ چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟
ابزارهای هوش مصنوعی
بهبود گرامر بازنویسی توسعه خلاصه تغییر لحن تبدیل آدرس تصحیح رایتینگ آیلتس تست تعیین سطح لغت
مترجم زبان‌های دیگر
  • EN مترجم انگلیسی ترجمه‌ی انگلیسی به فارسی و برعکس
  • DE مترجم آلمانی ترجمه‌ی آلمانی به فارسی و برعکس
  • FR مترجم فرانسوی ترجمه‌ی فرانسوی به فارسی و برعکس
  • ES مترجم اسپانیایی ترجمه‌ی اسپانیایی به فارسی و برعکس
  • IT مترجم ایتالیایی ترجمه‌ی ایتالیایی به فارسی و برعکس
  • TR مترجم ترکی ترجمه‌ی ترکی به فارسی و برعکس
  • AR مترجم عربی ترجمه‌ی عربی به فارسی و برعکس
  • RU مترجم روسی ترجمه‌ی روسی به فارسی و برعکس
تبدیل عدد به حروف

برای تبدیل عدد به حروف، عدد خود را در بخش دیکشنری بنویسید.

رفتن به دیکشنری
نرم‌افزارها
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
تنظیمات
ورود یا ثبت‌نام وارد شوید یا رایگان ثبت‌نام کنید و از امکانات کامل، از جمله مترجم متن استفاده کنید. خرید اشتراک
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
  • وبلاگ
پشتیبانی
  • پشتیبانی از طریق ایمیل
  • فست‌دیکشنری در اینستاگرام
  • فست‌دیکشنری در اکس
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۹ فروردین ۱۴۰۴

      Amplify

      ˈæmplɪfaɪ ˈæmplɪfaɪ

      گذشته‌ی ساده:

      amplified

      شکل سوم:

      amplified

      سوم‌شخص مفرد:

      amplifies

      وجه وصفی حال:

      amplifying

      معنی amplify | جمله با amplify

      verb - transitive

      بلند کردن، افزایش دادن، تقویت کردن (صدا)

      خلاصه کردن با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · متن بلند رو در چند خط خلاصه کن
      امتحان کن

      They had to amplify the sound system for the outdoor concert.

      آن‌ها مجبور شدند صدای سیستم صوتی را برای کنسرت فضای باز، بلند کنند.

      Without proper equipment, you can't amplify the electric guitar effectively.

      بدون تجهیزات مناسب، نمی‌توانی صدای گیتار الکتریک را به‌خوبی تقویت کنی.

      verb - transitive formal

      وسعت دادن، بزرگ کردن، افزایش دادن، تشدید کردن، گسترش دادن، قوی‌تر کردن (تأثیر یا اندازه‌ی چیزی)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      جواهرات نقره شخصی‌سازی شده

      The death of his rival further amplified Nasser's political influence.

      مرگ رقیب نفوذ سیاسی ناصر را بیشتر کرد.

      The tension in the room was amplified by the silence.

      سکوت موجود در اتاق، تنش را تشدید کرده بود.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Economic sanctions only amplified the hardships people were already facing.

      تحریم‌های اقتصادی فقط سختی‌هایی را که مردم از قبل با آن روبه‌رو بودند، افزایش داد.

      The new law is likely to amplify the gap between the rich and the poor.

      قانون جدید، احتمالاً شکاف بین ثروتمندان و فقرا را بزرگتر خواهد کرد.

      verb - transitive

      شرح دادن، بسط دادن، توضیح بیشتر دادن، تکمیل کردن

      Can you amplify your point about climate change a bit more?

      می‌توانی کمی بیشتر درباره‌ی نظرت راجع به تغییرات اقلیمی توضیح بدهی؟

      She amplified her argument with several real-life examples.

      او استدلال خود را با چند مثال واقعی شرح داد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      to amplify a point in a debate

      در مناظره نکته‌ای را شرح و بسط دادن

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد amplify

      1. verb to express at greater length or in greater detail
        Synonyms:
        expand augment increase dilate magnify elaborate inflate develop boost enlarge extend expatiate intensify lengthen labor pad blow up raise swell widen
        Antonyms:
        reduce decrease abridge summarize condense shorten lessen compress contract curtail
      1. verb to increase markedly in level or intensity, especially of sound
        Synonyms:
        elevate heighten overstate exaggerate overdraw raise hyperbolize hyperbolise magnify
        Antonyms:
        understate
      1. verb increase in size or effect
        Synonyms:
        increase expand extend raise enlarge widen strengthen develop add augment supplement intensify swell boost build up inflate magnify heighten lengthen deepen exaggerate stretch beef up pad elaborate expatiate flesh out soup up jack up pyramid up
        Antonyms:
        decrease reduce lessen shorten contract compress abridge condense summarize curtail

      Collocations

      amplify selection

      گزینش دامنه

      amplify separator

      جداساز دامنه

      سوال‌های رایج amplify

      گذشته‌ی ساده amplify چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده amplify در زبان انگلیسی amplified است.

      شکل سوم amplify چی میشه؟

      شکل سوم amplify در زبان انگلیسی amplified است.

      وجه وصفی حال amplify چی میشه؟

      وجه وصفی حال amplify در زبان انگلیسی amplifying است.

      سوم‌شخص مفرد amplify چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد amplify در زبان انگلیسی amplifies است.

      ارجاع به لغت amplify

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «amplify» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/amplify

      لغات نزدیک amplify

      • - amplification factor
      • - amplifier
      • - amplify
      • - amplify selection
      • - amplify separator
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      ۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند

      آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟

      چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      cardi- by aut- ante fore Greco grogram az levo bullet point mal puberty gripple gaming table fox squirrel ماراسکینو مخل مانع‌آفرین ترفند حیله مانیل مایه‌ی رسوایی منوط منوط بودن منوط کردن گی‌لیک ادغام اجتناب‌ناپذیری اجتناب‌ناپذیرانه استرداد
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.