آیکن بنر

لیست کامل اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

مشاهده
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

    Condense

    kənˈdens kənˈdens

    گذشته‌ی ساده:

    condensed

    شکل سوم:

    condensed

    سوم‌شخص مفرد:

    condenses

    وجه وصفی حال:

    condensing

    معنی condense | جمله با condense

    verb - transitive

    خلاصه کردن، کوتاه کردن، تلخیص کردن، فشرده کردن (نوشته و سخنرانی و غیره)

    to condense a novel into a few pages

    رمانی را در چند صفحه خلاصه کردن

    The speaker had to condense his speech in order to deliver it within the allotted time.

    سخنران باید سخنان خود را فشرده می‌کرد تا در زمان تعیین‌شده آن را بیان کند.

    verb - intransitive verb - transitive

    غلیظ کردن، تغلیظ کردن، غلیظ شدن

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    فست دیکشنری در ایکس

    The chef decided to condense the soup.

    سرآشپز تصمیم گرفت سوپ را تغلیظ کند.

    To make the sauce more flavorful, I had to condense it.

    برای خوش‌طعم شدن سس، مجبور شدم آن را غلیظ کنم.

    verb - intransitive verb - transitive

    فیزیک متراکم کردن، چگالیدن، مایع کردن (گازها)، متمرکز کردن (نور)، متراکم شدن، مایع شدن (گازها)، متمرکز شدن (نور)

    Steam can condense into water.

    بخار آب می‌تواند متراکم و تبدیل به آب شود.

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد condense

    1. verb abridge
      Synonyms:
      shorten reduce cut abbreviate summarize compress contract curtail trim edit digest boil down sum snip telescope compact epitomize précis summate concentrate encapsulate cut down shrink coagulate thicken solidify press together blue pencil inventory precipitate synopsize put in a nutshell chop decoct constrict
      Antonyms:
      enlarge expand lengthen

    سوال‌های رایج condense

    گذشته‌ی ساده condense چی میشه؟

    گذشته‌ی ساده condense در زبان انگلیسی condensed است.

    شکل سوم condense چی میشه؟

    شکل سوم condense در زبان انگلیسی condensed است.

    وجه وصفی حال condense چی میشه؟

    وجه وصفی حال condense در زبان انگلیسی condensing است.

    سوم‌شخص مفرد condense چی میشه؟

    سوم‌شخص مفرد condense در زبان انگلیسی condenses است.

    ارجاع به لغت condense

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «condense» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۱ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/condense

    لغات نزدیک condense

    • - condensate
    • - condensation
    • - condense
    • - condensed
    • - condensed milk
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    واژه سال 2025 دیکشنری ها

    واژه سال 2025 دیکشنری ها

    لغات انگلیسی مربوط به کریسمس

    لغات انگلیسی مربوط به کریسمس

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    holland shades of something or someone Manichaean tumult motherhood turn down exponential extant extensible extensively gourmet exterritorial extreme weather extremely subterfuge محموله تحریم تحمیل متحمل یحتمل تحقق مهمل منقار نامگذاری مغیلان مقوا تقدم منقش نصیر منجوق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.