گذشتهی ساده:
epitomizedشکل سوم:
epitomizedسومشخص مفرد:
epitomizesوجه وصفی حال:
epitomizingدر انگلیسی بریتانیایی بهجای epitomize معمولاً از epitomise استفاده میشود.
مظهر چیزی بودن، نمونهی بارز چیزی بودن، تجسم عینی یک ویژگی بودن
She epitomized love and kindness.
او مظهر عشق و محبت بود.
His calm demeanor epitomizes leadership under pressure.
خونسردی او نمونهی بارز رهبری در شرایط پرتنش است.
This painting epitomizes the artist's fascination with light.
این نقاشی تجسم علاقهمندی هنرمند به نور است.
خلاصهای از چیزی ساختن، خلاصهای از چیزی ارائه دادن
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
The concluding paragraph epitomizes the main arguments of the essay.
پاراگراف پایانی خلاصهای از استدلالهای اصلی مقاله را ارائه میدهد.
This chart epitomizes the report's key findings.
این نمودار خلاصهای از یافتههای کلیدی گزارش را ارائه میدهد.
Her speech epitomized the committee's recommendations.
سخنرانی او خلاصهای از توصیههای کمیته را ارائه کرد.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «epitomize» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۴ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/epitomize