آیکن بنر

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
امکانات و اشتراک‌ها
ورود یا ثبت‌نام دیکشنری مترجم لغات من وبلاگ
دیکشنری مترجم لغات من
ابزارها
آخرین مطالب آموزشی مشاهده‌ی همه
۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟ چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟
ابزارهای هوش مصنوعی
بهبود گرامر بازنویسی توسعه خلاصه تغییر لحن تبدیل آدرس تصحیح رایتینگ آیلتس تست تعیین سطح لغت
مترجم زبان‌های دیگر
  • EN مترجم انگلیسی ترجمه‌ی انگلیسی به فارسی و برعکس
  • DE مترجم آلمانی ترجمه‌ی آلمانی به فارسی و برعکس
  • FR مترجم فرانسوی ترجمه‌ی فرانسوی به فارسی و برعکس
  • ES مترجم اسپانیایی ترجمه‌ی اسپانیایی به فارسی و برعکس
  • IT مترجم ایتالیایی ترجمه‌ی ایتالیایی به فارسی و برعکس
  • TR مترجم ترکی ترجمه‌ی ترکی به فارسی و برعکس
  • AR مترجم عربی ترجمه‌ی عربی به فارسی و برعکس
  • RU مترجم روسی ترجمه‌ی روسی به فارسی و برعکس
تبدیل عدد به حروف

برای تبدیل عدد به حروف، عدد خود را در بخش دیکشنری بنویسید.

رفتن به دیکشنری
نرم‌افزارها
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
تنظیمات
ورود یا ثبت‌نام وارد شوید یا رایگان ثبت‌نام کنید و از امکانات کامل، از جمله مترجم متن استفاده کنید. خرید اشتراک
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
  • وبلاگ
پشتیبانی
  • پشتیبانی از طریق ایمیل
  • فست‌دیکشنری در اینستاگرام
  • فست‌دیکشنری در اکس
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۸ مهر ۱۴۰۵

      Personify

      pərˈsɑːnəfaɪ pəˈsɒnɪfaɪ

      گذشته‌ی ساده:

      personified

      شکل سوم:

      personified

      سوم‌شخص مفرد:

      personifies

      وجه وصفی حال:

      personifying

      معنی personify | جمله با personify

      adverb

      دارای شخصیت کردن، شخصیت دادن به، رل دیگری بازی کردن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      ‫لحن متن شما را به رسمی، آکادمیک یا عامیانه تغییر می‌دهد
      خلاصه کردن با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · متن بلند رو در چند خط خلاصه کن
      امتحان کن

      In Panchatantra animals are personified.

      در کلیله و دمنه به حیوانات شخصیت داده شده است.

      to personify justice as a blind-folded woman

      عدالت را به‌صورت زنی چشم‌بسته مجسم کردن

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد personify

      1. verb represent some other being, character
        Synonyms:
        represent imitate express symbolize embody exemplify illustrate incarnate mirror act out copy manifest externalize epitomize typify humanize materialize substantiate objectify image contain body forth make human live as hominify exteriorize impersonate

      لغات هم‌خانواده personify

      noun
      person, personality, persona, personage, personification, personnel
      adjective
      personal, personalized, personable
      verb - transitive
      personalize, personify
      adverb
      personally

      سوال‌های رایج personify

      معنی personify به فارسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «personify» در زبان فارسی به «شخصیت‌بخشی»، «تجسم دادن»، یا «جان‌بخشی» ترجمه می‌شود و به عملی گفته می‌شود که در آن یک مفهوم، شیء یا پدیده‌ی غیرانسانی به شکل انسانی تصور یا توصیف می‌شود.

      در معنای اصلی، personify یعنی دادن ویژگی‌های انسانی به چیزی که انسان نیست، تا قابل درک، ملموس یا بیان‌پذیر شود. این واژه بیشتر در ادبیات، شعر، داستان و بیان هنری به کار می‌رود، اما در زندگی روزمره و مکالمات استعاری نیز کاربرد دارد. برای مثال، وقتی می‌گوییم «مرگ در آن داستان به شکل مردی با ردای سیاه ظاهر شد»، مرگ در قالب یک شخصیت انسانی personified شده است.

      در ادبیات و هنر، personification (اسم مرتبط با personify) یکی از ابزارهای قدرتمند نویسندگان و شاعران است تا مفاهیم انتزاعی یا غیرقابل لمس مانند عشق، مرگ، طبیعت یا زمان را به صورت انسانی و قابل تصور جلوه دهند. این کار به خواننده کمک می‌کند احساسات و ارتباط عاطفی با موضوع برقرار کند. به عنوان مثال، طبیعت ممکن است در شعر به شکل مادری مهربان یا دشمنی خشمگین personified شود تا تصویر ذهنی قوی‌تری ایجاد شود.

      از دیدگاه زبانی و روانشناسی، personify باعث می‌شود مفاهیم پیچیده یا انتزاعی ساده‌تر و ملموس‌تر شوند. وقتی چیزی غیرانسانی صفت‌ها یا رفتارهای انسانی می‌گیرد، افراد راحت‌تر می‌توانند آن را درک، به آن واکنش نشان دهند و ارتباط عاطفی برقرار کنند. به همین دلیل این روش در تبلیغات، داستان‌سرایی و آموزش نیز کاربرد زیادی دارد.

      در کاربرد اجتماعی و روزمره، personify ممکن است به معنای تجسم دادن شخصیتی خاص به یک ویژگی یا نقش نیز باشد. برای مثال، اگر گفته شود «او شجاعت را personifies»، منظور این است که آن فرد نماد یا تجسم کامل شجاعت است و ویژگی شجاعت را به بهترین شکل در رفتار و شخصیت خود نشان می‌دهد. این کاربرد نشان‌دهنده‌ی تحسین و تأکید بر ویژگی‌های مثبت فرد است.

      personify عملی است که به وسیله‌ی آن غیرانسان‌ها، مفاهیم انتزاعی یا احساسات انسانی می‌شوند یا ویژگی‌های انسانی به آن‌ها نسبت داده می‌شود. این واژه هم در ادبیات و هنر کاربرد ادبی دارد و هم در مکالمات استعاری و توصیف ویژگی‌های شخصیتی افراد، نقش مهمی در انتقال معنا، ایجاد تصویر ذهنی و تقویت ارتباط عاطفی ایفا می‌کند.

      گذشته‌ی ساده personify چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده personify در زبان انگلیسی personified است.

      شکل سوم personify چی میشه؟

      شکل سوم personify در زبان انگلیسی personified است.

      وجه وصفی حال personify چی میشه؟

      وجه وصفی حال personify در زبان انگلیسی personifying است.

      سوم‌شخص مفرد personify چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد personify در زبان انگلیسی personifies است.

      ارجاع به لغت personify

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «personify» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۲ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/personify

      لغات نزدیک personify

      • - personified
      • - personifier
      • - personify
      • - personnel
      • - personofied
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      ۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند

      آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟

      چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      notepaper poly pili phyllo phono phon nasicorn maple sugar laxly linking verb headspring hautbois guildhall gunfighter groundling قصد قبلی هم‌جنس‌گرایی هرمس هوانوردی اوراقچی افت مسقط لاشه لجستیکی امرا سفالگر شوهرخاله رنگین‌کمان لوتری لک‌دار
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.