آیکن بنر

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

خرید اشتراک
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Contain

      kənˈteɪn kənˈteɪn

      گذشته‌ی ساده:

      contained

      شکل سوم:

      contained

      معنی contain | جمله با contain

      verb - transitive B1

      شامل بودن، محتوی بودن، دارا بودن، دربرداشتن

      This bottle contains vinegar.

      این بطری حاوی سرکه است.

      This book contains several maps.

      این کتاب حاوی چندین نقشه است.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      contained in his letter

      مندرج در نامه‌ی او

      Tehran contains about eight million inhabitants.

      تهران حدود هشت میلیون نفر جمعیت دارد.

      verb - transitive

      خودداری کردن، جلوگیری کردن، مهار کردن، بازداشتن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار اندروید فست دیکشنری

      I was so angry that I couldn't contain myself.

      آن‌قدر عصبانی شده بودم که نتوانستم جلو خودم را بگیرم.

      So far we have been able to contain that contagious disease.

      تا به حال توانسته‌ایم آن بیماری واگیر را مهار کنیم.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      the effort to contain population growth

      کوشش برای جلوگیری از رشد جمعیت

      verb - transitive

      بخش‌پذیر بودن، محاط بودن

      Ten contains two and five.

      ده بر دو و پنج بخش‌پذیر است.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد contain

      1. verb include, hold
        Synonyms:
        include hold have take in embrace comprehend comprise involve accommodate seat enclose encompass incorporate consist of embody subsume be composed of
        Antonyms:
        exclude
      1. verb hold back, control
        Synonyms:
        stop check control restrain restrict hold back repress curb rein keep back hold in stifle bottle up smother compose cool simmer down collect harness cork keep lid on hog-tie put half nelson on

      سوال‌های رایج contain

      گذشته‌ی ساده contain چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده contain در زبان انگلیسی contained است.

      شکل سوم contain چی میشه؟

      شکل سوم contain در زبان انگلیسی contained است.

      ارجاع به لغت contain

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «contain» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/contain

      لغات نزدیک contain

      • - contagiously
      • - contagium
      • - contain
      • - contain your excitement
      • - contained
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      case in point casita catch up on something change your mind chemical circumnavigate prance calm shopping basket magnitude bushed plausibility satisfactorily scalpel pentagon جنده حشرات خاور رابطه‌ی جنسی یک‌شبه سستی سیار شرمگاه لثه او عالم آسیب‌شناسی آغازین اسب‌سوار استعفا امتحان کننده
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.