آیکن بنر

رایتینگ آیلتس رو خودت با فست‌دیکشنری تصحیح کن

رایتینگ آیلتس رو با فست‌دیکشنری تصحیح کن

رایگان تست کن
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Idioms
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Collect

      kəˈlekt kəˈlekt kəˈlekt kəˈlekt

      گذشته‌ی ساده:

      collected

      شکل سوم:

      collected

      وجه وصفی حال:

      collecting

      معنی collect | جمله با collect

      noun countable A2

      (در برخی مراسم کلیسایی) دعای کوتاه

      سطح لغات انگلیسیت رو بسنج آزمون فست‌دیکشنری · ۳۰ سوال · رایگان
      شروع تست
      verb - intransitive

      (در گروه یا توده) گرد آمدن،دور هم جمع شدن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      ‫بازنویسی‬ با هوش مصنوعی

      A large crowd collected.

      جمعیت زیادی گرد آمد.

      verb - intransitive

      انباشته شدن

      The collecting box was full.

      صندوق (یا جعبه‌ی) اعانه پر شده بود.

      Rain water collects in the basement.

      در زیر زمین آب باران جمع می‌شود.

      verb - intransitive

      دریافت و پرداخت کردن

      verb - transitive

      جمع کردن(از روی عادت به‌ویژه کارهای کلکسیونی)،گردآوری کردن، وصل کردن (از منابع گوناگون)

      stamp collecting

      گردآوری تمبر

      He collects stamps.

      او تمبر جمع می‌کند.

      verb - transitive

      استنباط کردن

      verb - transitive

      (حواس و غیره) جمع کردن

      to collect one's thoughts

      حواس خود را جمع کردن، افکار خود را متمرکز کردن

      verb - transitive

      (وجه و سررسید)وصول کردن، مالیات جمع آوری کردن

      He collected on his insurance.

      خسارت بیمه‌ی خود را وصول کرد.

      to collect taxes

      مالیات جمع آوری کردن (وصول کردن)

      verb - transitive

      سوار کردن، دنبال کسی رفتن، مشایعت کردن، با خود بردن

      I am going to school to collect my children and take them to my brother's house.

      به مدرسه می‌روم که بچه‌هایم را برداشته و به منزل برادرم ببرم.

      verb - transitive

      متراکم کردن

      adjective

      (آمریکا) مکالمه ی تلفنی که پول آن را شخصی که به او تلفن شده است می پردازد، (تماس)پرداخت شده

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد collect

      1. verb accumulate, come together
        Synonyms:
        gather assemble group rally muster flock heap save hoard stockpile compile amass aggregate converge congregate convene cluster array rendezvous round up get hold of corral congress convoke flock together scare up
        Antonyms:
        scatter disperse distribute divide share disseminate dispense
      1. verb obtain (money)
        Synonyms:
        raise acquire secure solicit muster requisition dig up pass the hat
        Antonyms:
        give compensate meed

      Idioms

      a collect telephone call

      (آمریکا) مکالمه‌ی تلفنی که پول آن را شخصی که به او تلفن شده است، می‌پردازد

      لغات هم‌خانواده collect

      noun
      collection, collector, collective, collectible, collectible, collectivism, collectivization
      adjective
      collected, collective, collectible, collectible, collectivist
      verb - intransitive
      collect
      verb - transitive
      collectivize
      adverb
      collectively

      سوال‌های رایج collect

      گذشته‌ی ساده collect چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده collect در زبان انگلیسی collected است.

      شکل سوم collect چی میشه؟

      شکل سوم collect در زبان انگلیسی collected است.

      وجه وصفی حال collect چی میشه؟

      وجه وصفی حال collect در زبان انگلیسی collecting است.

      سوم‌شخص مفرد collect چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد collect در زبان انگلیسی collects است.

      ارجاع به لغت collect

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «collect» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۶ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/collect

      لغات نزدیک collect

      • - colleague
      • - colleagueship
      • - collect
      • - collect on delivery
      • - collected
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت community و society چیست؟

      تفاوت wizard و witch چیست؟

      تفاوت among و between چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      chabazite deco designing di- durometer elisabeth held in high repute challenge garbage grab latent laugh at terminate settlor make a small fortune آموختن ایست بردباری افناء بشر خودرو رستگارگر زبانه‌ی مته زودباور زودرس شاخه پیله بامداد اتحاد بسکتبال
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.