آیکن بنر

لیست کامل اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

مشاهده
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۱۲ آذر ۱۴۰۲

    Collectible

    kəˈlektəbəl kəˈlektəbəl kəˈlektəbl

    شکل جمع:

    collectibles

    صفت تفضیلی:

    more collectible

    صفت عالی:

    most collectible

    توضیحات:

    collectible شکل جایگزین collectable است. collectable شکل جایگزین collectible است.

    به‌عنوانِ صفت (adjective)، تفاوت بین collectable و collectible در این است که collectable برای جمع‌آوری و گردآوری در معنای عام، کاربرد دارد؛ در حالی که از collectible برای جمع‌آوری و گردآوری در زمینه‌های تاریخی یا برای رسیدن به زیبایی‌شناسیِ شخصی استفاده می‌شود.

    به‌عنوان اسم (noun)، تفاوت بین collectable و collectible در این است که collectable هر چیزی است که ممکن است کسی بخواهد آن را جمع‌آوری کند در حالی که collectible شیئی خاص است که ممکن است کسی بخواهد آن را جمع‌آوری کند.

    در انگلیسی آمریکایی، ترجیح بر collectible است.

    در انگلیسی بریتانیایی در حالت صفت (adjective) از collectable و در حالت اسم (noun) هم از collectable و هم از collectible استفاده می‌شود.


    معنی collectible | جمله با collectible

    noun countable

    جنس/شی‌ء کلکسیونی

    vintage collectibles

    اشیای کلکسیونی قدیمی

    The dolls are collectibles.

    این عروسک‌ها کلکسیونی هستند.

    adjective

    (مربوط به اشیای هنری یا تمبر قدیمی و غیره) مناسب برای گردآوری

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    فست دیکشنری در ایکس

    collectible comics

    کمیک‌های مناسب برای گردآوری

    collectible toys

    عروسک‌های مناسب برای گردآوری

    adjective

    انباشتنی، جمع‌کردنی، قابل‌جمع‌آوری، قابل وصول، دریافت‌کردنی

    collectable payments

    اقساط قابل‌وصول

    the collectable money

    پول قابل‌وصول

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد collectible

    1. noun things considered to be worth collecting (not necessarily valuable or antique)
      Synonyms:
      collectable
    1. adjective subject to or requiring payment especially as specified
      Synonyms:
      payable collectable

    لغات هم‌خانواده collectible

    noun
    collection, collector, collective, collectible, collectible, collectivism, collectivization
    adjective
    collected, collective, collectible, collectible, collectivist
    verb - intransitive
    collect
    verb - transitive
    collectivize
    adverb
    collectively

    سوال‌های رایج collectible

    شکل جمع collectible چی میشه؟

    شکل جمع collectible در زبان انگلیسی collectibles است.

    صفت تفضیلی collectible چی میشه؟

    صفت تفضیلی collectible در زبان انگلیسی more collectible است.

    صفت عالی collectible چی میشه؟

    صفت عالی collectible در زبان انگلیسی most collectible است.

    ارجاع به لغت collectible

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «collectible» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۵ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/collectible

    لغات نزدیک collectible

    • - collect on delivery
    • - collected
    • - collectible
    • - collecting
    • - collection
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    واژه سال 2025 دیکشنری ها

    واژه سال 2025 دیکشنری ها

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    fixate fix on first aid kit footprint topless Iceland blogger hourglass figure somewhat ruddy out of sorts out of stock out of style out of whack outdoor مصدر صدر عوان اوباش بازخوانی حشوآمیز برائت حلاوت تاثر تالم تحکیم کردن تذهیب تعویض تقدس خوب
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.