آیکن بنر

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

خرید اشتراک
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۷ مرداد ۱۴۰۴

      Collection

      kəˈlekʃn kəˈlekʃn

      شکل جمع:

      collections

      معنی collection | جمله با collection

      noun countable B1

      مجموعه، کلکسیون

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی فوق متوسط

      مشاهده

      The library has a large collection of historical documents.

      کتابخانه مجموعه‌ی بزرگی از اسناد تاریخی دارد.

      They started a collection of rare coins.

      آن‌ها کلکسیونی از سکه‌های نادر جمع‌آوری کردند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      a stamp collection

      گردآورد (کلکسیون) تمبر

      a collection of rugs

      گردآورد (مجموعه‌ی) فرش‌های ایرانی

      noun countable

      گردآوری، جمع‌آوری، کمک مالی

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار اندروید فست دیکشنری

      We organized a collection among coworkers to buy a farewell gift.

      ما بین همکاران برای خرید هدیه‌ی خداحافظی، کمک جمع‌آوری کردیم.

      There will be a collection at the door for the local school.

      در در ورودی، صندوق جمع‌آوری کمک برای مدرسه‌ی محلی خواهد بود.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      the collection of house rents

      وصول کرایه‌ی خانه‌ها

      noun countable B1

      تعداد زیاد، جمعیت، مجموعه، انبوه، بسیار

      There was a collection of fans waiting outside the stadium.

      جمعیتی از هواداران بیرون ورزشگاه منتظر بودند.

      The store has a collection of different styles of shoes.

      فروشگاه، مجموعه‌ای از انواع مدل‌های کفش دارد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      the collection of signatures

      گردآوری امضا

      noun countable

      کلکسیون لباس، مجموعه‌ی لباس

      The fashion house released its latest collection online.

      خانه‌ی مد آخرین کلکسیون خود را به‌صورت آنلاین منتشر کرد.

      This season’s collection includes a variety of casual and formal wear.

      مجموعه‌ی این فصل شامل انواع لباس‌های رسمی و غیررسمی است.

      noun countable uncountable B2

      جمع‌آوری، برداشتن، تحویل گرفتن

      The company offers free collection of old appliances.

      شرکت، جمع‌آوری رایگان لوازم خانگی قدیمی را ارائه می‌دهد.

      Book collection takes place every Saturday at the library.

      تحویل گرفتن کتاب‌ها هر شنبه در کتابخانه انجام می‌شود.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      garbage collection

      جمع کردن خاکروبه

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد collection

      1. noun group, accumulation
        Synonyms:
        group gathering accumulation number company assortment quantity lot set stock pile mass crowd combination assemblage assembly cluster heap store selection kit batch hoard amassing compilation bringing together acquiring mess digest amassment securing obtaining cumulation collation stockpile anthology medley miscellany agglomeration congeries convocation mobilization mustering omnibus accumulating acquisition caboodle
      1. noun the act of collecting
        Synonyms:
        accumulation collecting gathering assembling aggregation finding making a collection completing a collection compilation recovering bringing together amassment searching for amassing assemblage compiling acquisition solicitation congeries obtaining securing discovering cumulation accumulating acquiring roundup mass appeal ingathering

      Collocations

      refuse collection

      جمع‌آوری پس‌ماند، جمع‌آوری زباله

      launch a new collection

      رونمایی از یک مجموعه جدید

      لغات هم‌خانواده collection

      noun
      collection, collector, collective, collectible, collectible, collectivism, collectivization
      adjective
      collected, collective, collectible, collectible, collectivist
      verb - intransitive
      collect
      verb - transitive
      collectivize
      adverb
      collectively

      سوال‌های رایج collection

      شکل جمع collection چی میشه؟

      شکل جمع collection در زبان انگلیسی collections است.

      ارجاع به لغت collection

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «collection» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/collection

      لغات نزدیک collection

      • - collectible
      • - collecting
      • - collection
      • - collective
      • - collective bargaining
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      rasmussen made duality quarter god downs leafage foreground harmony beguile belie bella besiege bespoke better to light a candle than to curse the darkness ضریب ساعت‌سازی سلسله سکو ظاهرسازی قدرشناس اداره پست دمی دودکش عقیدتی تمارض تکیده کد نگارگری کردن بومی
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.