آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۹ خرداد ۱۴۰۳

      Batch

      bætʃ bætʃ

      شکل جمع:

      batches

      معنی batch | جمله با batch

      noun countable

      دسته، گروه

      Another batch of letters came in.

      یک دسته‌ی دیگر نامه رسید.

      Our team completed the first batch of customer orders ahead of schedule.

      تیم ما اولین دسته از سفارشات مشتری را زودتر از موعد مقرر تکمیل کرد.

      noun countable

      (انگلیسی هندی) دسته یا گروهی از دانش‌آموزان یا دانشجویان

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در اینستاگرام

      the next batch of trainees

      دسته‌ی دیگر کارآموزان

      Our batch went on a trip to the museum last Friday.

      گروهی از دانش‌آموزان ما جمعه‌ی گذشته به گردش در موزه رفتند.

      verb - transitive

      دسته‌بندی کردن، گروه‌بندی کردن

      Can you batch these documents for scanning?

      آیا می‌توانید این اسناد را برای اسکن دسته‌بندی کنید؟

      The chef will batch the ingredients before cooking.

      سرآشپز قبل‌از پخت، مواد را دسته‌بندی می‌کند.

      noun countable

      مقدار، تعداد (مواد اولیه برای تهیه‌ی چیزی)

      After mixing the ingredients, the chef poured the entire batch of batter into the oven.

      پس‌از مخلوط کردن مواد، سرآشپز کل مقدار خمیر را در فر گذاشت.

      the first batch of cookies

      اولین مقدار از شیرینی‌ها

      noun countable uncountable

      دسته‌ای

      batch control

      کنترل دسته‌ای

      batch processing

      پردازش دسته‌ای

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد batch

      1. noun group of same objects
        Synonyms:
        group collection set lot amount quantity accumulation bunch bundle pack cluster assortment assemblage array crowd parcel volume clump clutch shipment
        Antonyms:
        individual

      سوال‌های رایج batch

      شکل جمع batch چی میشه؟

      شکل جمع batch در زبان انگلیسی batches است.

      ارجاع به لغت batch

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «batch» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۷ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/batch

      لغات نزدیک batch

      • - batavia
      • - batboy
      • - batch
      • - batch mode
      • - batch processing
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      pisa munchkin pay it forward peerless personify puppy parenteral AI thrust air cover discover hike toddler acron floodwater زیرا زخمی زندگی کردن سخت کوش سر سرسام‌آور سرسره بازی سرطان خودکامه خوش آتیه خوش یمن خونگرم خیلی زیاد داستان زندگی سرزده
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.