آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۳ آبان ۱۴۰۴

      Puppy

      ˈpʌpi ˈpʌpi

      شکل جمع:

      puppies

      معنی puppy

      noun countable B1

      توله‌سگ، جوانک خودنما و نادان

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      جای تبلیغ شما در فست دیکشنری
      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد puppy

      1. noun an insignificant but arrogant and obnoxious young person
        Synonyms:
        squirt pup twerp
      1. noun an inexperienced young person
        Synonyms:
        pup dog animal young dog canine whelp coxcomb dandy fop

      سوال‌های رایج puppy

      شکل جمع puppy چی میشه؟

      شکل جمع puppy در زبان انگلیسی puppies است.

      معنی puppy به فارسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «puppy» در زبان فارسی به «سگ کوچک» یا «توله سگ» ترجمه می‌شود.

      در معنای اصلی، puppy به سگ‌هایی گفته می‌شود که تازه به دنیا آمده یا هنوز در مراحل اولیه‌ی رشد خود هستند. این واژه معمولاً برای سگ‌های جوان تا سن چند ماهگی به کار می‌رود و بر لطافت، کوچکی و بازیگوشی آن‌ها تأکید دارد. توله سگ‌ها به دلیل ویژگی‌های فیزیکی و رفتاری‌شان معمولاً مورد علاقه‌ی انسان‌ها هستند و نماد شادابی، بازیگوشی و محبت به حساب می‌آیند.

      از دیدگاه زیست‌شناسی و رفتاری، توله سگ‌ها در مراحل اولیه‌ی زندگی خود نیازمند مراقبت شدید مادر و انسان هستند. آن‌ها باید تغذیه مناسب، واکسیناسیون و آموزش‌های ابتدایی را دریافت کنند تا سلامت جسمی و روانی‌شان تضمین شود. همچنین، توله سگ‌ها در این دوره حساسیت بالایی نسبت به یادگیری دارند و آموزش مهارت‌های اجتماعی، دستشویی، فرمان‌پذیری و تعامل با انسان و سایر حیوانات باید به شکل اصولی انجام شود.

      از منظر فرهنگی، puppy اغلب نماد لطافت، محبت بی‌قید و بازیگوشی است و در داستان‌ها، فیلم‌ها و رسانه‌ها به‌عنوان موجودی دوست‌داشتنی و مهربان به تصویر کشیده می‌شود. این واژه همچنین گاهی به صورت استعاری برای توصیف افراد جوان، بی‌تجربه یا پرانرژی نیز به کار می‌رود، مانند «He’s a puppy in the world of business» یعنی «او تازه‌کار و بی‌تجربه در دنیای تجارت است».

      در زندگی روزمره، داشتن یک puppy تجربه‌ای پر از شادی و مسئولیت است. توله سگ‌ها نیاز به محبت، توجه و بازی دارند و مراقبت از آن‌ها می‌تواند مهارت‌های مسئولیت‌پذیری، همدلی و صبر را در افراد تقویت کند. به همین دلیل، بسیاری از خانواده‌ها و افراد، puppy را به عنوان همراه خانگی و منبع شادی انتخاب می‌کنند.

      puppy نه تنها یک حیوان کوچک و جوان است، بلکه نمادی از لطافت، انرژی، بازیگوشی و محبت بی‌قید و شرط نیز محسوب می‌شود. این واژه در فرهنگ انسانی و ادبیات به شکلی مثبت و دلنشین استفاده می‌شود و همواره با حس شادی و عشق همراه است.

      ارجاع به لغت puppy

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «puppy» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۶ فروردین ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/puppy

      لغات نزدیک puppy

      • - puppetry
      • - puppis
      • - puppy
      • - puppy love
      • - puppyish
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      send in an application senorita set yourself clear objectives sextuple sharp pain shoplifting shoulder to shoulder show of unity simultaneity sinusitis sirloin slake solitude socioeconomic so far کف دست کیسه‌ی صفرا کیف زنانه گرسنه گرفتگی عضله گیر افتادن گیره یواشکی یونان پادری عکاس داربست بندی در یک دو
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.