آیکن بنر

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
امکانات و اشتراک‌ها
ورود یا ثبت‌نام دیکشنری مترجم لغات من وبلاگ
دیکشنری مترجم لغات من
ابزارها
آخرین مطالب آموزشی مشاهده‌ی همه
آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟ چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟ تفاوت deflation و inflation چیست؟
ابزارهای هوش مصنوعی
بهبود گرامر بازنویسی توسعه خلاصه تغییر لحن تبدیل آدرس تصحیح رایتینگ آیلتس تست تعیین سطح لغت
مترجم زبان‌های دیگر
  • EN مترجم انگلیسی ترجمه‌ی انگلیسی به فارسی و برعکس
  • DE مترجم آلمانی ترجمه‌ی آلمانی به فارسی و برعکس
  • FR مترجم فرانسوی ترجمه‌ی فرانسوی به فارسی و برعکس
  • ES مترجم اسپانیایی ترجمه‌ی اسپانیایی به فارسی و برعکس
  • IT مترجم ایتالیایی ترجمه‌ی ایتالیایی به فارسی و برعکس
  • TR مترجم ترکی ترجمه‌ی ترکی به فارسی و برعکس
  • AR مترجم عربی ترجمه‌ی عربی به فارسی و برعکس
  • RU مترجم روسی ترجمه‌ی روسی به فارسی و برعکس
تبدیل عدد به حروف

برای تبدیل عدد به حروف، عدد خود را در بخش دیکشنری بنویسید.

رفتن به دیکشنری
نرم‌افزارها
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
تنظیمات
ورود یا ثبت‌نام وارد شوید یا رایگان ثبت‌نام کنید و از امکانات کامل، از جمله مترجم متن استفاده کنید. خرید اشتراک
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
  • وبلاگ
پشتیبانی
  • پشتیبانی از طریق ایمیل
  • فست‌دیکشنری در اینستاگرام
  • فست‌دیکشنری در اکس
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۷ مهر ۱۴۰۵

      Squirt

      skwɜːrt skwɜːt

      گذشته‌ی ساده:

      squirted

      شکل سوم:

      squirted

      سوم‌شخص مفرد:

      squirts

      وجه وصفی حال:

      squirting

      شکل جمع:

      squirts

      معنی squirt | جمله با squirt

      verb - intransitive verb - transitive B2

      پاشیدن، فواره زدن، فوران کردن

      تبدیل آدرس با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · آدرس فارسی به انگلیسی استاندارد
      امتحان کن

      The boys squirted water at each other.

      پسرها به یکدیگر آب پاشیدند.

      The intricate mechanism of the ancient water clock was designed to squirt a precise amount of water at regular intervals, indicating the passage of time.

      مکانیسم پیچیده‌ی ساعت آبی باستانی طوری طراحی شده بود که مقدار دقیقی از آب را در فواصل منظم بپاشد و گذر زمان را نشان دهد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The child laughed as he watched the fountain squirt water high into the air.

      کودک با تماشای فواره‌ای که آب را به بلندی فوران می‌کرد، خندید.

      verb - transitive

      هدف قرار دادن (با مایع یا گاز)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      اشتراک فست دیکشنری

      The agricultural drones are programmed to precisely squirt pesticide only on affected areas, minimizing environmental impact.

      پهپادهای کشاورزی برنامه‌ریزی شده‌اند تا سموم دفع آفات را فقط روی مناطق آسیب‌دیده با دقت هدف قرار دهند و تأثیرات زیست‌محیطی را به حداقل برسانند.

      When performing the chemical synthesis, it is crucial to carefully squirt the reagent into the mixture to avoid an exothermic reaction.

      هنگام انجام سنتز شیمیایی بسیار مهم است که معرف را با دقت در مخلوط هدف قرار دهید تا از واکنش گرمازا جلوگیری شود.

      noun countable B2

      روغن‌کاری، آب‌پاشی

      Researchers observed that a carefully controlled squirt of nutrient solution stimulated rapid cellular growth in the in vitro cultures.

      محققان مشاهده کردند که آب‌پاشی بادقت کنترل‌شده از محلول مغذی رشد سلولی سریع را در کشت‌های آزمایشگاهی تحریک می‌کند.

      A quick squirt helped silence the squeaky hinge on the old door.

      روغن‌کاری سریع کمک کرد تا لولای جیرجیروی در قدیمی ساکت شود.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      She gave the plant a little squirt of water from the spray bottle.

      او با اسپری کمی به گیاه آب‌پاشی کرد.

      noun countable informal C1

      قدیمی بچه پررو

      That little squirt in the back row kept interrupting the meeting with silly questions.

      آن بچه پررو در ردیف عقب مدام جلسه را با سوالات احمقانه قطع می‌کرد.

      My brother was such a squirt when we were kids, always trying to get attention.

      وقتی بچه بودیم، برادرم بچه پررو بود و همیشه سعی می‌کرد جلب توجه کند.

      noun countable

      آب‌پاش

      Peyman splashed me with a squirt.

      پیمان با آب‌پاش به من آب پاشید.

      The agricultural sector frequently employs advanced irrigation systems, yet for smaller-scale, precise watering, a simple squirt remains an indispensable tool.

      بخش کشاورزی اغلب از سیستم‌های آبیاری پیشرفته استفاده می‌کند، بااین‌حال برای آبیاری دقیق و در مقیاس کوچک‌تر، یک آب‌پاش ساده ابزاری ضروری باقی می‌ماند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      a squirt gun

      تفنگ آب‌پاش

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد squirt

      1. verb squeeze out liquid
        Synonyms:
        pour flow stream emit eject spit spray splash sprinkle spurt jet surge spatter spritz splur

      ارجاع به لغت squirt

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «squirt» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/squirt

      لغات نزدیک squirt

      • - squirrel rifle
      • - squirrelly or squirrely
      • - squirt
      • - squirt gun
      • - squirting cucumber
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟

      چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟

      تفاوت deflation و inflation چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      Thur. interconnect hit the books undo represent eph amyl amp fluor fungus gyro half vulcanian halo hem صمغ گرفتن صیدگاه ظاهرساز خورشید تافت متفق کردن علم مالیه عمل‌گرایی لوز محارب منطقه‌ای موهن دور دورترین زرخیز فجر
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.