آیکن بنر

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

خرید اشتراک
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۶ آبان ۱۴۰۳

      Emit

      ɪˈmɪt ɪˈmɪt

      گذشته‌ی ساده:

      emitted

      شکل سوم:

      emitted

      سوم‌شخص مفرد:

      emits

      وجه وصفی حال:

      emitting

      معنی emit | جمله با emit

      verb - transitive C2

      بیرون دادن، خارج کردن، بیرون ریختن، ساطع کردن، فرستادن

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی پیشرفته

      مشاهده

      A fire emitting heat and smoke.

      آتشی که گرما و دود (بیرون) می‌دهد.

      Geysers emit water.

      آب‌فشان‌ها آب می‌جهانند (بیرون می‌ریزند).

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Gamma rays may continue to be emitted for years.

      ممکن است ساطع کردن اشعه‌ی گاما تا چندین سال دیگر ادامه داشته باشد.

      verb - transitive

      صادر کردن، منتشر کردن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      هوش مصنوعی فست دیکشنری

      The factory will emit a new safety standard next month.

      این کارخانه در ماه آینده استاندارد ایمنی جدیدی را صادر خواهد کرد.

      Scientists will emit their findings in a prestigious journal.

      دانشمندان یافته‌های خود را در یک مجله معتبر منتشر خواهند کرد.

      verb - transitive

      سر دادن

      The singer will emit her powerful voice during the concert.

      این خواننده در طول کنسرت صدای قدرتمند خود را سر خواهد داد.

      The speaker chose to emit a message of hope and unity.

      سخنران تصمیم گرفت پیام امید و اتحاد را سر دهد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد emit

      1. verb diffuse, discharge
        Synonyms:
        discharge give off send out expel eject exude vent cast out breathe issue expend shed pour loose transmit utter speak pronounce yield pass jet spit spew vomit exhale secrete perspire give out radiate expend void extrude evacuate excrete afford let off give vent to gush ooze drip belch erupt expectorate expire reek purge shoot spill squirt throw out send forth voice disembogue
        Antonyms:
        withhold contain suppress repress refrain conceal

      سوال‌های رایج emit

      گذشته‌ی ساده emit چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده emit در زبان انگلیسی emitted است.

      شکل سوم emit چی میشه؟

      شکل سوم emit در زبان انگلیسی emitted است.

      وجه وصفی حال emit چی میشه؟

      وجه وصفی حال emit در زبان انگلیسی emitting است.

      سوم‌شخص مفرد emit چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد emit در زبان انگلیسی emits است.

      ارجاع به لغت emit

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «emit» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/emit

      لغات نزدیک emit

      • - emissive
      • - emissivity
      • - emit
      • - emitter
      • - emitter coupled
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      case in point casita catch up on something change your mind chemical circumnavigate prance calm shopping basket magnitude bushed plausibility satisfactorily scalpel pentagon جنده حشرات خاور رابطه‌ی جنسی یک‌شبه سستی سیار شرمگاه لثه او عالم آسیب‌شناسی آغازین اسب‌سوار استعفا امتحان کننده
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.