آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ خرداد ۱۴۰۵

      Afford

      əˈfɔːrd əˈfɔːd

      گذشته‌ی ساده:

      afforded

      شکل سوم:

      afforded

      سوم‌شخص مفرد:

      affords

      وجه وصفی حال:

      affording

      معنی afford | جمله با afford

      verb - transitive B1

      اقتصاد کسب‌وکار بضاعت داشتن، استطاعت داشتن، داشتن پول یا زمان کافی برای خریدن یا انجام دادن کاری، از عهده برآمدن

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی اقتصاد

      مشاهده

      Can you afford to buy this mansion?

      آیا قدرت خرید این کاخ را دارید؟

      I can't afford the time.

      وقتش را ندارم.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      This trip is not affordable for me.

      استطاعت این مسافرت را ندارم.

      I can afford to tell you bluntly that...

      می‌توانم رک به شما بگویم که ...

      verb - transitive C1

      دادن، حاصل کردن، تهیه کردن، موجب شدن، فراهم کردن، اعطا کردن

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی متوسط

      مشاهده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار اندروید فست دیکشنری

      These meetings always afforded me pleasure.

      این دیدارها همیشه مرا خرسند می‌کرد.

      Music affords her pleasure.

      موسیقی به او لذت می‌دهد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The window afforded a view of the garden.

      پنجره، منظره‌ای از باغ را نشان می‌داد.

      I can't afford to wait any longer.

      به صلاحم نیست (نمی‌توانم) دیگر صبر کنم.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد afford

      1. verb able to have or do; within financial means
        Synonyms:
        be able to allow manage support bear sustain spare stand have enough for have the means for be disposed to incur
      1. verb give, produce
        Synonyms:
        give supply provide offer yield grant furnish render impart bestow
        Antonyms:
        take away

      سوال‌های رایج afford

      گذشته‌ی ساده afford چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده afford در زبان انگلیسی afforded است.

      شکل سوم afford چی میشه؟

      شکل سوم afford در زبان انگلیسی afforded است.

      وجه وصفی حال afford چی میشه؟

      وجه وصفی حال afford در زبان انگلیسی affording است.

      سوم‌شخص مفرد afford چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد afford در زبان انگلیسی affords است.

      ارجاع به لغت afford

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «afford» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۰ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/afford

      لغات نزدیک afford

      • - affluenza
      • - afflux
      • - afford
      • - affordable
      • - affordable housing
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      pyracantha Urania homologate hairdresser menagerie effigy Persephone halloween shaft ant draw independent real fata morgana price واحد واسع وصل نشده وضعیت وقایع وقت بازی ویتامین ویلا پانتومیم پاکت پر شدن پرتنش پرمصرف پرواز پسرفت کردن
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.