آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۴

      Purge

      pɜːrdʒ pɜːdʒ

      گذشته‌ی ساده:

      purged

      شکل سوم:

      purged

      سوم‌شخص مفرد:

      purges

      وجه وصفی حال:

      purging

      شکل جمع:

      purges

      معنی purge | جمله با purge

      verb - transitive

      برکنار کردن، اخراج کردن، حذف کردن، بیرون انداختن (از اداره یا سازمانی به‌دلیل اختلاف نظر)

      After the revolution, many government employees were purged.

      بعداز انقلاب بسیاری از کارمندان دولت اخراج شدند.

      They purged the organization of anyone loyal to the old leadership.

      آن‌ها در سازمان هر کسی را که به رهبری قبلی وفادار بود، بیرون کردند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Stalin purged his opponents.

      استالین مخالفان خود را معدوم کرد.

      the communist party purge

      تصفیه‌ی سیاسی حزب کمونیست

      verb - transitive

      حذف کردن، خط زدن، پاک کردن، بیرون کشیدن (خط زدن اسم از لیست، معمولاً غیرقانونی)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در ایکس

      He claimed that minority voters were unfairly purged from the rolls.

      او ادعا کرد که رأی‌دهندگان اقلیت به‌طور ناعادلانه‌ای از فهرست‌ها حذف شده‌اند.

      The official was found guilty of illegally purging names from the voter database.

      آن مقام رسمی به‌دلیل پاک کردن غیرقانونی نام‌ها از پایگاه‌داده‌ی رأی‌دهندگان مجرم شناخته شد.

      verb - transitive

      پاک کردن، رهایی یافتن، از بین بردن، تطهیر کردن، زدودن، خلاص کردن، مبری کردن

      He tried to purge himself of the charge of heresy.

      او کوشید که خود را از تهمت ارتداد مبری کند.

      The investigation aimed to purge the company of financial corruption.

      این تحقیق با هدف پاک‌سازی شرکت از فساد مالی انجام شد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Meditation helps some people purge their minds of negative thoughts.

      مدیتیشن به برخی افراد کمک می‌کند ذهن خود را از افکار منفی رهایی بخشند.

      The new software is supposed to purge the system of viruses.

      قرار است نرم‌افزار جدید سیستم را از ویروس‌ها پاک کند.

      They tried to purge the country of foreign influences.

      آن‌ها سعی کردند کشور را از نفوذ خارجی بزدایند.

      Let us purge our sins with prayer.

      بیا تا گناهان خود را با دعا پاک کنیم.

      purging water by distillation

      تصفیه‌ی آب از راه تقطیر

      purging metal of dross

      فلز را از تفاله زدودن

      verb - intransitive verb - transitive

      پاک‌سازی کردن، تخلیه کردن، بیرون ریختن، دفع کردن (پاک کردن بدن از غذا برای مثال برای کاهش وزن با استفراغ عمدی و دارو)

      The cycle of bingeing and purging can seriously damage the digestive system.

      چرخه‌ی پرخوری و تخلیه کردن می‌تواند به‌شدت به دستگاه گوارش آسیب بزند.

      He felt guilty after eating and tried to purge himself by vomiting.

      او بعداز خوردن احساس گناه می‌کرد و تلاش می‌کرد با استفراغ خود را پاک‌سازی کند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      drugs that purge the bowels

      داروهایی که روده‌ها را پاک می‌کند

      noun countable

      حذف، اخراج، برکناری، پاک‌سازی (از اداره یا سازمانی به‌دلیل اختلاف نظر)

      After the failed coup, a widespread political purge took place.

      پس‌از کودتای نافرجام، پاک‌سازی سیاسی گسترده‌ای رخ داد.

      The purge extended to schools and universities, targeting dissenting voices.

      برکناری به مدارس و دانشگاه‌ها نیز کشیده شد و صداهای مخالف را هدف قرار داد.

      noun countable

      حذف، پاک‌سازی، خط زدن، بیرون کشیدن (خط زدن اسم از لیست، معمولاً غیرقانونی)

      The illegal purge of voters caused widespread outrage.

      حذف غیرقانونی رأی‌دهندگان باعث خشم گسترده شد.

      There are concerns about manipulation and the politically motivated purge of registered citizens.

      نگرانی‌هایی در مورد دست‌کاری و پاک‌سازی سیاسی ثبت‌نام‌شدگان وجود دارد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد purge

      1. noun cleansing
        Synonyms:
        purging abstersion clarification expurgation purgation
      1. noun excretion
        Synonyms:
        defecation evacuation catharsis
      1. verb to get rid of, especially by banishment or execution
        Synonyms:
        eliminate eradicate liquidate remove wipe out
      1. verb to discharge (wastes or foreign substances) from the body
        Synonyms:
        eliminate evacuate excrete
      1. noun elimination, removal
        Synonyms:
        removal disposal cleaning eradication suppression ejection expulsion excretion purification liquidation disposition cleanup abolition extermination evacuation clarification catharsis expurgation crushing murder coup reign of terror witch hunt abstersion extirpation
        Antonyms:
        keeping holding maintenance
      1. verb rid of; clean out
        Synonyms:
        remove clear cleanse dismiss dispose of expel kill wash erase purify abolish eradicate exterminate forgive pardon prevent shake out exonerate eject oust absolve unload sweep out clarify depurate excrete expiate expunge disabuse rout out liquidate wipe out do away with wipe off map
        Antonyms:
        keep hold maintain

      سوال‌های رایج purge

      گذشته‌ی ساده purge چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده purge در زبان انگلیسی purged است.

      شکل سوم purge چی میشه؟

      شکل سوم purge در زبان انگلیسی purged است.

      شکل جمع purge چی میشه؟

      شکل جمع purge در زبان انگلیسی purges است.

      وجه وصفی حال purge چی میشه؟

      وجه وصفی حال purge در زبان انگلیسی purging است.

      سوم‌شخص مفرد purge چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد purge در زبان انگلیسی purges است.

      ارجاع به لغت purge

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «purge» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۰ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/purge

      لغات نزدیک purge

      • - purgatorial
      • - purgatory
      • - purge
      • - purging
      • - purification
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      pyracantha Urania homologate hairdresser menagerie effigy Persephone halloween shaft ant draw independent real fata morgana price واحد واسع وصل نشده وضعیت وقایع وقت بازی ویتامین ویلا پانتومیم پاکت پر شدن پرتنش پرمصرف پرواز پسرفت کردن
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.