آیکن بنر

هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور به‌روزرسانی می‌شوند.

به‌روزرسانی هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور

خرید با قیمت فعلی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۹ شهریور ۱۴۰۵

      Dismiss

      dɪsˈmɪs dɪsˈmɪs

      گذشته‌ی ساده:

      dismissed

      شکل سوم:

      dismissed

      سوم‌شخص مفرد:

      dismisses

      وجه وصفی حال:

      dismissing

      معنی dismiss | جمله با dismiss

      verb - transitive C1

      نادیده گرفتن، بی‌اهمیت دانستن، کنار گذاشتن، رد کردن

      تغییر لحن با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · رسمی، آکادمیک یا عامیانه
      امتحان کن

      It is crucial for researchers not to dismiss qualitative data when attempting to understand complex social phenomena.

      برای محققان بسیار مهم است که هنگام تلاش برای درک پدیده‌های اجتماعی پیچیده، داده‌های کیفی را نادیده نگیرند.

      They dismissed this plan as utterly impractical.

      آنان این نقشه را به‌دلیل اینکه کاملاً غیرعملی است، رد کردند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      You must dismiss such childish anxieties!

      تو باید این نگرانی‌های کودکانه را از سر بیرون کنی!

      verb - transitive C1

      کسب‌وکار اخراج شدن، برکنار شدن

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کسب‌وکار

      مشاهده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      اشتراک فست دیکشنری

      Anyone who disagrees with the managers is promptly dismissed.

      هر کسی که با مدیران مخالفت کند، بدون مقدمه اخراج می‌شود.

      The unfairly dismissed employees filed a suit against the company.

      کارمندانی که به ناحق برکنار شده بودند، علیه شرکت اقامه‌ی دعوی کردند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      In the lecture, the professor discussed how historical figures were often dismissed from their roles due to political disagreements rather than incompetence.

      در سخنرانی، استاد توضیح داد که چگونه شخصیت‌های تاریخی اغلب به‌دلیل اختلافات سیاسی و نه عدم کفایت، از نقش‌های خود برکنار می‌شدند.

      verb - transitive B2

      مرخص کردن، اجازه‌ی رفتن دادن، تعطیل کردن

      The court will dismiss the jury once all evidence has been presented and deliberations are concluded.

      دادگاه پس‌از ارائه‌ی تمامی شواهد و اتمام مشورت‌ها، هیئت‌منصفه را مرخص خواهد کرد.

      He dismissed the class five minutes too early.

      او کلاس را پنج دقیقه زودتر (از موعد) تعطیل کرد.

      verb - transitive

      حقوق مردود اعلام کردن، رد کردن (اتهام در دادگاه ‫اغلب به این دلیل که شواهد کافی برای اثبات گناهکار بودن کسی وجود ندارد‬)

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی حقوق

      مشاهده

      The judge dismissed all the charges brought against him.

      قاضی کلیه‌ی اتهامات وارده علیه او را مردود اعلام کرد.

      The court decided to dismiss the charges against the defendant due to insufficient corroborating evidence.

      دادگاه تصمیم گرفت اتهامات علیه متهم را به‌دلیل عدم وجود شواهد کافی تأییدکننده رد کند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The judge had no choice but to dismiss the case because the prosecution failed to present enough evidence.

      قاضی چاره‌ای جز رد کردن پرونده نداشت؛ زیرا دادستانی نتوانست شواهد کافی ارائه دهد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد dismiss

      1. verb send away, remove; free
        Synonyms:
        expel eject remove release reject discard dispatch disperse banish abolish expel deport drive out force out send off cast out turn out get rid of do without dispense with let go rid divorce shed detach decline repel disband relinquish outlaw sweep away chuck boot bundle brush off cast off chase clear dissolve have done with kick out let out lock out push aside push back repudiate relegate send packing show out slough off supersede
        Antonyms:
        accept keep hold maintain welcome preserve
      1. verb remove from job, responsibility
        Synonyms:
        fire discharge sack lay off can terminate remove drop boot oust exclude displace recall suspend retire furlough shelve bump deselect wash out kick out depose ax impeach unseat disemploy give notice to give warning give the ax give the gate give walking papers give the heave-ho send packing let go let out turn away pink-slip boot out cashier defrock depone disfrock unfrock pension put away disqualify shut out
        Antonyms:
        hire employ engage keep appoint secure
      1. verb put out of one’s mind
        Synonyms:
        reject discard disregard repudiate banish despise scorn spurn drop relegate set aside shelve dispel repulse lay aside kiss off laugh away reject mock ridicule taunt jeer gibe scoff flout deride contemn pooh-pooh twit scout gird rally
        Antonyms:
        accept welcome

      Collocations

      dismiss criticism

      رد کردن انتقاد/ نادیده گرفتن انتقاد

      dismiss a case

      رد کردن پرونده، مختومه اعلام کردن پرونده

      wrongfully dismiss

      به‌ناحق اخراج کردن/به‌طور غیرقانونی برکنار کردن

      سوال‌های رایج dismiss

      گذشته‌ی ساده dismiss چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده dismiss در زبان انگلیسی dismissed است.

      شکل سوم dismiss چی میشه؟

      شکل سوم dismiss در زبان انگلیسی dismissed است.

      وجه وصفی حال dismiss چی میشه؟

      وجه وصفی حال dismiss در زبان انگلیسی dismissing است.

      سوم‌شخص مفرد dismiss چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد dismiss در زبان انگلیسی dismisses است.

      ارجاع به لغت dismiss

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «dismiss» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۰ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/dismiss

      لغات نزدیک dismiss

      • - dismember
      • - dismemberment
      • - dismiss
      • - dismiss a case
      • - dismiss criticism
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت among و between چیست؟

      تفاوت sympathy و empathy چیست؟

      تفاوت Rap و Hip Hop چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      skimmer burst into tears burst error check out definitely definite integral exchange money hardworking skin anyway engine postpone proprietorship vaunted trinity تزئینی دمدمی دستیار اسقف درون فردی مصمم مرموز جلوگیری صادقانه علاقه‌مند همه‌پرسی هم پیمان کردن نیمسال تحصیلی نیاز نگفتنی مسکن‌سازی
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.