Cladding

ˈklædɪŋ ˈklædɪŋ
آخرین به‌روزرسانی:

معنی

noun
روکش فلزی، آب فلزی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

همگام سازی در فست دیکشنری
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد cladding

  1. noun a protective covering that protects the outside of a building
    Synonyms:
    facing
  1. verb to furnish with a covering of a different material
    Synonyms:
    covering facing skinning siding

ارجاع به لغت cladding

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «cladding» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۴ فروردین ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/cladding

لغات نزدیک cladding

پیشنهاد بهبود معانی