فست‌دیکشنری ۱۷ ساله شد! 🎉

Keeping

American: ˈkiːpɪŋ British: ˈkiːpɪŋ
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • گذشته‌ی ساده:

    kept
  • شکل سوم:

    kept
  • سوم شخص مفرد:

    keeps

معنی

  • noun
    غذا، علوفه، نگه‌داری، توافق
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد keeping

  1. noun custody
    Synonyms: care, charge, protection, safekeeping, preservation, observance, guardianship
  2. noun consistency
    Synonyms: uniformity, conformity, balance, harmony, agreement

Idioms

  • in keeping with

    برطبق، به متابعت از، به پیروی از، بنابر

لغات هم‌خانواده keeping

ارجاع به لغت keeping

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «keeping» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲ خرداد ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/keeping

لغات نزدیک keeping

پیشنهاد بهبود معانی