آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۱۹ مهر ۱۴۰۴

    Uniformity

    ˌjuːnəˈfɔːrmət̬i ˌjuːnəˈfɔːməti

    معنی uniformity

    noun uncountable

    یکریختی، یکنواختی، یکسانی، متحدالشکلی

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    هوش مصنوعی فست دیکشنری
    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد uniformity

    1. noun regularity
      Synonyms:
      similarity equality likeness sameness uniformness consistency resemblance conformity harmony analogy correspondence steadiness comparison homogeneity evenness unity parallelism invariability affinity similitude consonance alikeness even tenor oneness monotony equableness indistinction indistinguishableness
      Antonyms:
      nonuniformity
    1. noun harmony
      Synonyms:
      unity accord concord

    سوال‌های رایج uniformity

    معنی uniformity به فارسی چی می‌شه؟

    کلمه‌ی «uniformity» در زبان فارسی به «یکسانی»، «همسانی» یا «هماهنگی» ترجمه می‌شود.

    این واژه برای توصیف حالتی به کار می‌رود که در آن ویژگی‌ها، رفتارها، ظاهر یا شرایط مختلف با یکدیگر هماهنگ، مشابه و یکنواخت هستند. «Uniformity» می‌تواند در ابعاد فیزیکی، اجتماعی، فرهنگی یا سازمانی به کار رود و نشان‌دهنده‌ی نظم، استانداردسازی و کاهش تفاوت‌هاست.

    در محیط‌های کاری و صنعتی، «uniformity» اهمیت زیادی دارد. برای مثال، در تولید انبوه، استانداردسازی محصولات و حفظ یکنواختی کیفیت، باعث افزایش اعتماد مشتری، کاهش خطا و سهولت در مدیریت می‌شود. جمله‌ی The factory ensures uniformity in all its products یعنی «کارخانه یکنواختی را در تمام محصولات خود تضمین می‌کند». این کاربرد نشان می‌دهد که uniformity به معنای ثبات، قابلیت پیش‌بینی و اعتمادپذیری است.

    در جامعه و فرهنگ، «uniformity» می‌تواند به هماهنگی رفتارها، ارزش‌ها یا الگوهای اجتماعی اشاره داشته باشد. جوامع یا گروه‌هایی که دارای uniformity بالایی هستند، رفتارها و الگوهای اجتماعی مشابهی دارند و تفاوت‌های فردی یا فرهنگی کمتر به چشم می‌آید. این ویژگی می‌تواند باعث انسجام و نظم اجتماعی شود، اما گاهی محدودیت خلاقیت و تنوع را نیز به همراه دارد.

    در هنر و طراحی، uniformity به معنای هماهنگی بصری و رعایت تناسب و توازن میان عناصر است. طراحی یکنواخت و هماهنگ، حس نظم و زیبایی را منتقل می‌کند، در حالی که رعایت uniformity به شیوه‌ی مناسب می‌تواند ترکیبی از زیبایی و انسجام را در آثار هنری ایجاد نماید.

    «uniformity» فراتر از یک مفهوم ساده، یادآور اهمیت نظم، هماهنگی و استانداردسازی در زندگی روزمره، جامعه و محیط‌های کاری است. این واژه نشان می‌دهد که یکنواختی و هماهنگی می‌توانند موجب افزایش کارایی، زیبایی و انسجام شوند، اما نیازمند تعادل با تنوع و خلاقیت نیز هستند تا از حالت خشک و محدودکننده خارج شوند. «Uniformity» نمایانگر تلاش انسان برای ایجاد نظم و هماهنگی در دنیای پیچیده و متنوع است.

    ارجاع به لغت uniformity

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «uniformity» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۵ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/uniformity

    لغات نزدیک uniformity

    • - uniformitarian
    • - uniformitarianism
    • - uniformity
    • - uniformly
    • - unify
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    critically cumin curettage curl up customs cut through functionality cuticle in respect of cutie Cyrus dawg in addition light switch like flipping a light switch الم امت امتیاز دیکشنری آلمانی ذخیره خال گوشتی خاموش خاموش کردن خاک بر سرت! خبر خجالت‌آور خجالت‌زده خجالت کشیدن خدا رحم کند!
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.