آیکن بنر

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

مشاهده
آخرین به‌روزرسانی:

Sameness

ˈseɪmnəs ˈseɪmnəs

معنی sameness | جمله با sameness

noun uncountable

یکسانی، یک‌شکلی، همانندی، همسانی

The sameness in their opinions led to a lack of meaningful discussion.

یکسانی در نظرات آن‌ها منجر به بحث چشمگیری نشد.

The sameness of the products on the shelf was disappointing to consumers.

یک‌شکلی محصولات در قفسه برای مصرف کنندگان ناامیدکننده بود.

noun uncountable

یکنواختی، بدون تنوع بودن

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

نرم افزار اندروید فست دیکشنری

In the midst of sameness, he found comfort in familiar patterns.

در میان یکنواختی، او آرامش را در نقوش آشنا یافت.

The artist sought to break free from the sameness that plagued his work.

هنرمند به‌دنبال رهایی از یکنواختی بود که آثارش را خسته‌کننده می‌کرد.

پیشنهاد بهبود معانی

انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد sameness

  1. noun likeness, similarity
    Synonyms:
    Antonyms:

ارجاع به لغت sameness

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «sameness» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۷ شهریور ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/sameness

لغات نزدیک sameness

پیشنهاد بهبود معانی