آیکن بنر

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

مشاهده
آخرین به‌روزرسانی:

Observance

əbˈzɜrːvns əbˈzɜːvns

شکل جمع:

observances

معنی observance | جمله با observance

noun countable uncountable formal

(قانون یا عرف دینی) پیروی، اطاعت، رعایت، پایبندی

The observance of safety protocols is essential in the workplace.

رعایت پروتکل‌های ایمنی در محیط کار ضروری است.

The observance of the laws reflects a commitment to civic responsibility.

پایبندی به قوانین نشان‌دهنده‌ی تعهد به مسئولیت مدنی است.

noun countable formal

فریضه، آیین، منسک، رسم، عرف، واجب، مراسم، تشریفات

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

هوش مصنوعی فست دیکشنری

Memorial Day observances are an important part of American culture.

مناسک روز یادبود بخش مهمی از فرهنگ آمریکایی است.

She participates in various religious observances to honor her beliefs.

او برای ارج نهادن به اعتقادات خود در مراسم‌های مذهبی مختلفی شرکت می‌کند.

پیشنهاد بهبود معانی

انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد observance

لغات هم‌خانواده observance

سوال‌های رایج observance

شکل جمع observance چی میشه؟

شکل جمع observance در زبان انگلیسی observances است.

ارجاع به لغت observance

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «observance» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ شهریور ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/observance

لغات نزدیک observance

پیشنهاد بهبود معانی