Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • Idioms
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۹ آذر ۱۴۰۲

      Satisfaction

      ˌsætəsˈfækʃn ˌsætəsˈfækʃn

      شکل جمع:

      satisfactions

      معنی satisfaction | جمله با satisfaction

      noun uncountable B2

      خشنودی، خرسندی، رضایتمندی، رضایت، ارضا

      We guarantee our customers' satisfaction.

      رضایت مشتریان را تضمین می‌کنیم.

      The poet looked at his own book of poems with indescribable satisfaction.

      شاعر با خشنودی وصف‌ناپذیر به کتاب اشعار خود نگاه کرد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      the complete satisfaction of the workers' demands

      برآوردن کلیه‌ی خواسته‌های کارگران

      The mother's satisfaction could be seen in her eyes.

      رضایت مادر از چشمانش هویدا بود.

      the satisfaction of one's thirst

      ارضا تشنگی، رفع عطش

      Children found it a novelty and a satisfaction to work in the factory.

      کار کردن در کارخانه برای بچه‌ها تازگی داشت و موجب خشنودی آنان شد.

      noun uncountable

      جبران، تلافی، تاوان، غرامت، اعاده، باز گردانی

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار اندروید فست دیکشنری

      They demanded that satisfaction be made to those whose houses were damaged by the rioting students.

      آنان خواستار شدند تا به کسانی که خانه‌های آن‌ها توسط دانشجویان شورشی آسیب‌دیده است غرامت بدهند.

      If you insult my family, I will demand satisfaction.

      اگر به خانواده‌ام توهین بکنی، تلافی خواهم کرد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد satisfaction

      1. noun giving or enjoying a state of comfort, content
        Synonyms:
        happiness contentment comfort enjoyment pleasure joy delight ease gratification fulfillment well-being peace of mind bliss cheerfulness gladness relish complacency pride achievement repletion recompense reward resolution settlement compensation amends atonement indemnification reparation redress reimbursement vindication propitiation conciliation refreshment relief justice serenity good fortune indulgence satiety
        Antonyms:
        unhappiness discontent dissatisfaction need want

      Collocations

      give satisfaction

      1- خرسند کردن، خشنود کردن، موجب رضامندی شدن 2- (سابقا) دعوت به دوئل را پذیرفتن

      job satisfaction

      رضایت شغلی (نگرش فرد نسبت به شغل خود که میزان خشنودی وی از موقعیت شغلی، درآمد، محیط کار و علاقه‌مندی به آن کار را نشان می‌دهد)

      to the satisfaction of (someone)

      بنا به دلخواه و رضایت کسی

      Idioms

      give satisfaction

      1- خرسند کردن، خشنود کردن، موجب رضامندی شدن 2- (سابقا) دعوت به دوئل را پذیرفتن

      لغات هم‌خانواده satisfaction

      noun
      satisfaction
      adjective
      satisfactory, satisfied, satisfying
      verb - transitive
      satisfy
      adverb
      satisfactorily, satisfyingly

      سوال‌های رایج satisfaction

      شکل جمع satisfaction چی میشه؟

      شکل جمع satisfaction در زبان انگلیسی satisfactions است.

      ارجاع به لغت satisfaction

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «satisfaction» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۸ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/satisfaction

      لغات نزدیک satisfaction

      • - satirist
      • - satirize
      • - satisfaction
      • - satisfactorily
      • - satisfactory
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      satirical sender September assault force sectional sheath knife seminar smite snapback repackage look threesome main either salsa خودسرانه خوش قول خوشبخت شدن خوشنویسی خون‌آشام دائم‌الخمر داخل دادخواهی دادنامه دادگاه داستان بلند دانستن دانش دانشجوی پزشکی امور
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.