Satisfying

ˈsæt̬ɪsfaɪɪŋ ˈsætəsfaɪ-ɪŋ
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • گذشته‌ی ساده:

    satisfied
  • شکل سوم:

    satisfied
  • سوم‌شخص مفرد:

    satisfies
  • صفت تفضیلی:

    more satisfying
  • صفت عالی:

    most satisfying

معنی

adjective
رضایت‌بخش

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

فست دیکشنری در اینستاگرام
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد satisfying

  1. adjective fulfilling
    Synonyms:
    satisfactory pleasant pleasing enjoyable gratifying rewarding delightful favorable pleasurable sweet refreshing satiating hitting the spot savory

لغات هم‌خانواده satisfying

ارجاع به لغت satisfying

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «satisfying» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۵ فروردین ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/satisfying

لغات نزدیک satisfying

پیشنهاد بهبود معانی