شکل جمع:
resolutionsقطعنامه، مصوبه
The committee approved a resolution calling for greater transparency in financial reporting.
کمیته، قطعنامهای را تصویب کرد که خواستار شفافیت بیشتر در گزارشدهی مالی بود.
The council adopted a resolution to limit traffic in the city center.
شورا، مصوبهای را برای محدود کردن ترافیک در مرکز شهر به تصویب رساند.
a final resolution for this problem
راه حل نهایی برای این مسئله
a U.N. resolution concerning human rights
قطعنامهی سازمان ملل دربارهی حقوق بشر
تصمیم، عزم، عهد، پیمان
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
His resolution is not to resign, but to remain and fight.
تصمیم او این نیست که استعفا بدهد؛ بلکه میخواهد بماند و مبارزه کند.
At the beginning of the year, she formed a strong resolution to exercise every morning.
در ابتدای سال، عزمی جدی برای هرروز صبح ورزش کردن در خود ایجاد کرد.
ثبات قدم، قاطعیت، ارادهی راسخ، استواری، استقامت
همچنین میتوان از resoluteness استفاده کرد.
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی کاربردی پیشرفته
Nothing could shake their resolution.
هیچچیز ارادهی آنها را متزلزل نمیکرد.
Even in difficult times, she faced her problems with strength and resolution.
حتی در دوران سخت، با قدرت و استواری به استقبال مشکلاتش رفت.
a man of iron resolution
مردی با ارادهی آهنین
حلوفصل، رفع، برطرفسازی
Without cooperation, the resolution of these challenges will be slow and uncertain.
بدون همکاری، رفع این چالشها کند و نامطمئن خواهد بود.
The company is seeking a quick resolution to the technical problems affecting its customers.
شرکت در پی حل سریع مشکلات فنی مؤثر بر مشتریان خود است.
conflict resolution
حل اختلافات
فیزیک کامپیوتر وضوح تصویر، رزولوشن
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی کامپیوتر
When the resolution is too low, small details in the photo become blurry.
وقتی وضوح تصویر پایین باشد، جزئیات کوچک در عکس تار میشوند.
The new monitor offers better color accuracy and higher image resolution.
نمایشگر جدید، دقت رنگ بهتر و وضوح تصویر بالاتری ارائه میدهد.
شیمی تجزیه، تفکیک (به اجزای متمایز)
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی شیمی
In geology, the resolution of minerals into distinct layers occurs over millions of years.
در زمینشناسی، تفکیک مواد معدنی به لایههای مجزا طی میلیونها سال رخ میدهد.
The chemical process allows the resolution of the mixture into its basic components.
این فرایند شیمیایی، امکان تجزیهی مخلوط به اجزای بنیادی آن را فراهم میکند.
the resolution of a compound into simple substances
تجزیهی یک ترکیب به مواد ساده
موسیقی حل (آکورد یا نت)
In classical harmony, the resolution of a suspended note creates a satisfying sense.
در هارمونی کلاسیک، حل شدن نت معلق، احساسی دلپذیر ایجاد میکند.
They studied keys, musical intervals, chords, and discords with their resolutions.
آنها گامها، فاصلههای موسیقایی، آکوردها و ناهماهنگیها را همراه با حلهای آنها مطالعه کردند.
شکل جمع resolution در زبان انگلیسی resolutions است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «resolution» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۹ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/resolution