آیکن بنر

هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور به‌روزرسانی می‌شوند.

به‌روزرسانی هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور

خرید با قیمت فعلی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۶ خرداد ۱۴۰۳

      Dedication

      ˌdedɪˈkeɪʃn ˌdedɪˈkeɪʃn

      شکل جمع:

      dedications

      معنی dedication | جمله با dedication

      noun uncountable C1

      تعهد، وفاداری، ازخودگذشتگی، جان‌فشانی، ایثارگری

      مترجم متن با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · انگلیسی، آلمانی، فرانسوی و...
      امتحان کن

      Their dedication to the cause of world peace was praised.

      جان‌فشانی آن‌ها در راه صلح جهانی مورد ستایش قرار گرفت.

      The team's dedication to victory propelled them to the top of the league.

      تعهد این تیم برای پیروزی، آن‌ها را به صدر لیگ رساند.

      noun countable

      اهدا، تقدیم‌نامه، اهدائیه، تخصیص

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      تصحیح آیلتس

      The plaque on the statue bore a dedication to the fallen soldiers.

      پلاک روی مجسمه، تخصیص به سربازان کشته‌شده بود.

      The museum hosted an exhibition in dedication to the renowned artist's lifelong work.

      این موزه میزبان نمایشگاهی به‌منظور اهدائیه به آثار مادام‌العمر این هنرمند مشهور بود.

      noun countable

      گشایش، افتتاحیه

      The dedication of the library will take place next weekend.

      افتتاحیه‌ی کتابخانه آخر هفته‌ی آینده انجام می‌شود.

      The dedication of the hospital symbolized a new era of healthcare in the region.

      گشایش بیمارستان نماد دوران جدیدی از مراقبت‌های بهداشتی در منطقه بود.

      noun uncountable

      دین وقف

      The dedication of the new church was a beautiful ceremony.

      وقف کلیسای جدید مراسم زیبایی بود.

      The dedication of the mosque brought together people of diverse backgrounds in a spirit of unity.

      وقف مسجد، مردم را با پیشینه‌های مختلف با روحیه‌ی وحدت گرد هم آورد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد dedication

      1. noun faithfulness, loyalty
        Synonyms:
        devotion loyalty commitment allegiance devotedness faithfulness adherence wholeheartedness single-mindedness
        Antonyms:
        disloyalty unfaithfulness
      1. noun speech of praise; sanctification
        Synonyms:
        celebration message address devotion glorification consecration inscription envoy hallowing
        Antonyms:
        apathy

      Collocations

      dedication to (something)

      فداکاری در راه، از خود گذشتگی نسبت به (چیزی)

      سوال‌های رایج dedication

      شکل جمع dedication چی میشه؟

      شکل جمع dedication در زبان انگلیسی dedications است.

      ارجاع به لغت dedication

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «dedication» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/dedication

      لغات نزدیک dedication

      • - dedicated
      • - dedicated fan
      • - dedication
      • - dedication to (something)
      • - dedicatory
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت Rap و Hip Hop چیست؟

      تفاوت attain و obtain چیست؟

      تفاوت am و pm چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      headwind cablet lime-twig acyclic bread mold regional center outbid uniplanar Benue danseuse gameness pentosan overdress inside joke why not سپتامبر سوغاتی سوغات شمع اردیبهشت سوت فروردین بودن ادویه پیوسته نیل قالب طفل غرور گنجینه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.