آیکن بنر

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
امکانات و اشتراک‌ها
ورود یا ثبت‌نام دیکشنری مترجم لغات من وبلاگ
دیکشنری مترجم لغات من
ابزارها
آخرین مطالب آموزشی مشاهده‌ی همه
۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟ چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟
ابزارهای هوش مصنوعی
بهبود گرامر بازنویسی توسعه خلاصه تغییر لحن تبدیل آدرس تصحیح رایتینگ آیلتس تست تعیین سطح لغت
مترجم زبان‌های دیگر
  • EN مترجم انگلیسی ترجمه‌ی انگلیسی به فارسی و برعکس
  • DE مترجم آلمانی ترجمه‌ی آلمانی به فارسی و برعکس
  • FR مترجم فرانسوی ترجمه‌ی فرانسوی به فارسی و برعکس
  • ES مترجم اسپانیایی ترجمه‌ی اسپانیایی به فارسی و برعکس
  • IT مترجم ایتالیایی ترجمه‌ی ایتالیایی به فارسی و برعکس
  • TR مترجم ترکی ترجمه‌ی ترکی به فارسی و برعکس
  • AR مترجم عربی ترجمه‌ی عربی به فارسی و برعکس
  • RU مترجم روسی ترجمه‌ی روسی به فارسی و برعکس
تبدیل عدد به حروف

برای تبدیل عدد به حروف، عدد خود را در بخش دیکشنری بنویسید.

رفتن به دیکشنری
نرم‌افزارها
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
تنظیمات
ورود یا ثبت‌نام وارد شوید یا رایگان ثبت‌نام کنید و از امکانات کامل، از جمله مترجم متن استفاده کنید. خرید اشتراک
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
  • وبلاگ
پشتیبانی
  • پشتیبانی از طریق ایمیل
  • فست‌دیکشنری در اینستاگرام
  • فست‌دیکشنری در اکس
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۶ مهر ۱۴۰۵

      Dedication

      ˌdedɪˈkeɪʃn ˌdedɪˈkeɪʃn

      شکل جمع:

      dedications

      معنی dedication | جمله با dedication

      noun uncountable C1

      تعهد، وفاداری، ازخودگذشتگی، جان‌فشانی، ایثارگری

      تغییر لحن با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · رسمی، آکادمیک یا عامیانه
      امتحان کن

      Their dedication to the cause of world peace was praised.

      جان‌فشانی آن‌ها در راه صلح جهانی مورد ستایش قرار گرفت.

      The remarkable scientific breakthroughs of the past century are largely attributable to the unwavering dedication of researchers to empirical investigation and rigorous methodology.

      پیشرفت‌های علمی چشمگیر قرن گذشته عمدتاً به تعهد بی‌دریغ محققان به تحقیقات تجربی و روش‌شناسی دقیق قابل انتساب است.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The team's dedication to victory propelled them to the top of the league.

      تعهد این تیم برای پیروزی، آن‌ها را به صدر لیگ رساند.

      noun countable B2

      اهدا، تقدیم‌نامه، اهدائیه، تخصیص

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      مترجم چندزبانه

      The plaque on the statue bore a dedication to the fallen soldiers.

      پلاک روی مجسمه، تخصیص به سربازان کشته‌شده بود.

      The preface of the academic monograph often contains a dedication acknowledging key contributors or mentors, thus establishing a foundation of gratitude and intellectual lineage.

      مقدمه‌ی رساله‌ی دانشگاهی اغلب شامل یک اهدائیه است که از مشارکت‌کنندگان اصلی یا اساتید راهنما قدردانی می‌کند و بدین‌ترتیب پایه‌ای از سپاسگزاری و تبار فکری را بنا می‌نهد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The museum hosted an exhibition in dedication to the renowned artist's lifelong work.

      این موزه میزبان نمایشگاهی به‌منظور اهدائیه به آثار مادام‌العمر این هنرمند مشهور بود.

      noun countable C1

      گشایش، افتتاحیه

      The dedication of the library will take place next weekend.

      افتتاحیه‌ی کتابخانه آخرهفته‌ی آینده انجام می‌شود.

      The dedication of the hospital symbolized a new era of healthcare in the region.

      گشایش بیمارستان نماد دوران جدیدی از مراقبت‌های بهداشتی در منطقه بود.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The upcoming dedication of the research facility marks a significant milestone in the university's scientific endeavors.

      افتتاحیه‌ی قریب‌الوقوع مرکز تحقیقاتی، نقطه‌عطف مهمی در تلاش‌های علمی دانشگاه محسوب می‌شود.

      noun uncountable C1

      دین وقف

      The dedication of the new church was a beautiful ceremony.

      وقف کلیسای جدید مراسم زیبایی بود.

      The dedication of the mosque brought together people of diverse backgrounds in a spirit of unity.

      وقف مسجد، مردم را با پیشینه‌های مختلف با روحیه‌ی وحدت گرد هم آورد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The financial implications of the dedication of significant corporate assets to charitable foundations warrant careful consideration.

      پیامدهای مالی وقف دارایی‌های قابل توجه شرکت به بنیادهای خیریه، مستلزم بررسی دقیق است.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد dedication

      1. noun faithfulness, loyalty
        Synonyms:
        devotion loyalty commitment allegiance devotedness faithfulness adherence wholeheartedness single-mindedness
        Antonyms:
        disloyalty unfaithfulness
      1. noun speech of praise; sanctification
        Synonyms:
        celebration message address devotion glorification consecration inscription envoy hallowing
        Antonyms:
        apathy

      Collocations

      dedication to (something)

      فداکاری در راه، از خود گذشتگی نسبت به (چیزی)

      سوال‌های رایج dedication

      شکل جمع dedication چی میشه؟

      شکل جمع dedication در زبان انگلیسی dedications است.

      ارجاع به لغت dedication

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «dedication» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۲ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/dedication

      لغات نزدیک dedication

      • - dedicated
      • - dedicated fan
      • - dedication
      • - dedication to (something)
      • - dedicatory
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      ۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند

      آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟

      چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      notepaper poly pili phyllo phono phon nasicorn maple sugar laxly linking verb headspring hautbois guildhall gunfighter groundling قصد قبلی هم‌جنس‌گرایی هرمس هوانوردی اوراقچی افت مسقط لاشه لجستیکی امرا سفالگر شوهرخاله رنگین‌کمان لوتری لک‌دار
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.