ترجمه و بهبود متون فارسی و انگلیسی با استفاده از هوش مصنوعی (AI)

Consecration

ˌkɑːnsəˈkreɪʃn̩ ˌkɒnsɪˈkreɪʃn̩
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • شکل جمع:

    consecrations

معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها

  • noun uncountable
    تقدیس، تبرک، مقدس‌سازی
    • - The consecration of the bread and wine symbolized the body and blood of Christ.
    • - تقدیس نان و شراب نماد بدن و خون مسیح بود.
    • - The act of consecration transformed the ordinary water into holy water.
    • - عمل تبرک، آب معمولی را به آب مقدس تبدیل کرد.
  • noun uncountable
    دین انتصاب (اسقف)
    • - The bishop's consecration marks a new chapter in the history of the church.
    • - انتصاب اسقف فصل جدیدی در تاریخ کلیسا است.
    • - The consecration of the new bishop was a grand ceremony.
    • - انتصاب اسقف جدید مراسم باشکوهی بود.
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد consecration

  1. noun sanctification
    Synonyms: exaltation, glorification, dedication, devotion, hallowing, ordination, making holy, blessing, anointing, ordination, canonization

ارجاع به لغت consecration

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «consecration» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۳۱ تیر ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/consecration

لغات نزدیک consecration

پیشنهاد بهبود معانی