Devotion

dɪˈvoʊʃn dɪˈvəʊʃn
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • شکل جمع:

    devotions

معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها

  • noun uncountable
    پایبندی، سرسپردگی، دلبستگی، وفاداری، علاقه، عشق، ارادت
    • - The soldier demonstrated unwavering devotion to his country.
    • - این سرباز سرسپردگی‌ تزلزل‌ناپذیری به کشورش از خود نشان داد.
    • - The couple's devotion to each other was evident in their long-lasting relationship.
    • - وفاداری این زوج به یکدیگر در رابطه‌ی طولانی‌مدت آن‌ها مشهود بود.
  • noun uncountable
    دین پارسایی، تقوا، زهد، تدین
    • - The man's piety was tested when he faced adversity, but he remained steadfast in his faith.
    • - پارسایی مرد در هنگام مصیبت سنجیده شد اما بر ایمان خود ثابت‌قدم ماند.
    • - The religious ceremony was filled with a sense of devotion and piety, as the participants gathered to worship and show their reverence for their spiritual beliefs.
    • - این مراسم مذهبی لبریز از حس ارادت و تدین بود، زیرا شرکت‌کنندگان برای عبادت و احترام به اعتقادات معنوی خود گرد هم آمده بودند.
  • noun countable uncountable
    انگلیسی آمریکایی دین نیایش، نماز، عبادت (معمولاً به‌صورت جمع)
    • - a book of daily devotions
    • - کتاب نیایش روزانه
    • - She spent the night at her devotions.
    • - او شب خود را با نماز سپری کرد.
    • - A few minutes will be set aside for individual devotion.
    • - چند دقیقه به عبادت فردی اختصاص داده خواهد شد.
  • noun uncountable
    فداکاری، ایثار، اختصاص، تخصیص، وقف، ازخودگذشتگی
    • - the devotion of such talents to...
    • - اختصاص دادن چنین استعدادهایی به ...
    • - his devotion to his family
    • - فداکاری او برای خانواده‌اش
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد devotion

  1. noun commitment; loyalty
    Synonyms: adherence, adoration, affection, allegiance, ardor, attachment, consecration, constancy, dedication, deference, devotedness, devotement, devoutness, earnestness, enthusiasm, faithfulness, fealty, fervor, fidelity, fondness, intensity, love, observance, passion, piety, reverence, sanctity, service, sincerity, spirituality, worship, zeal
    Antonyms: apathy, carelessness, indifference, neglect, negligence

لغات هم‌خانواده devotion

ارجاع به لغت devotion

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «devotion» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۶ خرداد ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/devotion

لغات نزدیک devotion

پیشنهاد بهبود معانی