آیکن بنر

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

خرید اشتراک
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۹ آذر ۱۴۰۲

      Passion

      ˈpæʃn ˈpæʃn

      شکل جمع:

      passions

      معنی passion | جمله با passion

      noun countable B2

      اشتیاق و علاقه شدید، احساسات تند و شدید، تعصب شدید

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      همگام سازی در فست دیکشنری

      His eyes were blazing with passion as he spoke of freedom.

      درباره‌ی آزادی که حرف می‌زد، چشمانش از شدت احساسات شعله‌ور بود.

      His poetry is brimming with passion.

      شعر او لبریز از احساس است.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      She flew into a passion and shot him.

      به‌ شدت خشمگین شد و او را با تیر زد.

      She has a passion for classical music.

      او سخت عاشق موسیقی کلاسیک است.

      He attacked materialism with passion.

      او با شورمندی به ماده‌گرایی حمله کرد.

      He expressed his burning passion for Parichehr.

      او عشق‌ سوزان خود را نسبت به پریچهر ابراز کرد.

      A political meeting where passions ran high.

      جلسه‌‌ای سیاسی که در آن شور و هیجان فراوانی حکم‌فرما بود.

      He gets into a passion if you contradict him.

      اگر روی حرفش حرف بیاوری ،سخت عصبانی می‌شود.

      He hated foreigners with a passion.

      او به ‌شدت از خارجیان متنفر بود.

      patriotic passion

      شور میهن‌دوستی

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد passion

      1. noun strong emotion
        Synonyms:
        feeling emotion excitement anger joy suffering devotion dedication warmth intensity fury ire rage misery distress agony zeal fervor ardor affection resentment spirit fire temper animation eagerness ecstasy transport frenzy outburst flare-up storm outbreak indignation vehemence rapture sentiment zest fit affectivity wrath dolor paroxysm hurrah
        Antonyms:
        calmness calm
      1. noun adoration, love
        Synonyms:
        love affection attachment fondness desire lust craving appetite ardor infatuation crush yen excitement amorousness amour eroticism weakness attachment urge emoting concupiscence prurience keenness
        Antonyms:
        hate hatred dislike
      1. noun strong interest
        Synonyms:
        enthusiasm fascination obsession craving mania drive infatuation fancy fad craze idol jazz
        Antonyms:
        indifference

      لغات هم‌خانواده passion

      noun
      passion
      adjective
      passionate, passionless, passional
      adverb
      passionately

      سوال‌های رایج passion

      شکل جمع passion چی میشه؟

      شکل جمع passion در زبان انگلیسی passions است.

      ارجاع به لغت passion

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «passion» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/passion

      لغات نزدیک passion

      • - passing note (or tone)
      • - passing shot
      • - passion
      • - passion fruit
      • - passion play
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      case in point casita catch up on something change your mind chemical circumnavigate prance calm shopping basket magnitude bushed plausibility satisfactorily scalpel pentagon جنده حشرات خاور رابطه‌ی جنسی یک‌شبه سستی سیار شرمگاه لثه او عالم آسیب‌شناسی آغازین اسب‌سوار استعفا امتحان کننده
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.