آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Idioms
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۷ بهمن ۱۴۰۳

      Rage

      reɪdʒ reɪdʒ

      گذشته‌ی ساده:

      raged

      شکل سوم:

      raged

      سوم‌شخص مفرد:

      rages

      وجه وصفی حال:

      raging

      شکل جمع:

      rages

      معنی rage | جمله با rage

      noun verb - intransitive B2

      دیوانگی، خشم، غضب، خروشیدن، میل مفرط، خشمناک شدن، غضب کردن، شدت داشتن

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی ۵۰۴ واژه

      مشاهده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      خرید اشتراک فست دیکشنری

      I was trembling with rage.

      از شدت خشم می‌لرزیدم.

      to fly into a rage

      سخت بر آشفتن

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      She fell into a rage and threw all of the dishes out of the window.

      از کوره دررفت و همه‌ی ظرف‌ها را از پنجره بیرون انداخت.

      The storm's rage continued for two days.

      شور توفان دو روز ادامه داشت.

      a rage for power

      شهوت قدرت

      a rage to live

      اشتیاق مفرط به زندگی

      He was overcome by a rage of grief.

      التهاب اندوه بر او چیره شد.

      the current rage for short skirts

      رواج جنون‌آمیز دامن کوتاه

      the period when dyeing and curling the hair were all the rage

      دوره‌ای که مو رنگ‌کردن و مو فر‌زدن کاملاً مد شده بود

      She is raging over the waste of her small capital.

      درباره‌ی از دست‌رفتن سرمایه‌ی اندکش سخت بخود می‌پیچد.

      His father raged at him for his carelessness.

      پدرش به‌دلیل بی‌دقتی او، سخت بر او برآشفت.

      (Dylan Bob)... rage, rage against the dying of the light

      ... به اعتراض بر مرگ نور آشوب کن، آشوب

      The storm is still raging.

      توفان هنوز دارد کولاک می‌کند.

      The raging wind fell several trees.

      باد شدید چندین درخت را انداخت.

      Plague was raging in town.

      طاعون در شهر بیداد می‌کرد.

      Revolution raged throughout the country.

      در سرتاسر کشور انقلاب غوغا می کرد.

      the raging seas

      دریای متلاطم

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد rage

      1. noun extreme anger
        Synonyms:
        anger fury ire wrath exasperation indignation resentment irritation bitterness passion fervor agitation excitement heat violence uproar frenzy mania madness outburst explosion storm temper animosity acerbity acrimony gall umbrage huff dander blowup bluster eruption rampage convulsion spasm paroxysm squall tantrum upset vehemence raving ferocity fireworks furor hemorrhage hysterics spleen wingding choler asperity ferment
        Antonyms:
        happiness glee
      1. noun something in vogue; popular notion
        Synonyms:
        fashion style trend craze fad mania enthusiasm passion thing latest popular notion whim fancy vagary caprice mode in now happening chic freak hot spot in-spot in-thing latest thing last word latest wrinkle newest wrinkle up to the minute cry furor conceit crotchet dernier cri
      1. verb be angry
        Synonyms:
        be furious blow up fume rant yell roar scream storm chafe erupt seethe bristle rail at rave splutter snap at surge fret scold overflow rampage boil over blow a fuse have a fit tear rant and rave have a tantrum look daggers let off steam go berserk fly off the handle be beside oneself champ at bit blow one’s top foam at the mouth work oneself into sweat fulminate make a fuss over be uncontrollable throw a fit
        Antonyms:
        be happy

      Idioms

      (all) the rage

      مد، گرایش جنون‌آمیز، ولع، باب روز

      سوال‌های رایج rage

      گذشته‌ی ساده rage چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده rage در زبان انگلیسی raged است.

      شکل سوم rage چی میشه؟

      شکل سوم rage در زبان انگلیسی raged است.

      شکل جمع rage چی میشه؟

      شکل جمع rage در زبان انگلیسی rages است.

      وجه وصفی حال rage چی میشه؟

      وجه وصفی حال rage در زبان انگلیسی raging است.

      سوم‌شخص مفرد rage چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد rage در زبان انگلیسی rages است.

      ارجاع به لغت rage

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «rage» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۷ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/rage

      لغات نزدیک rage

      • - ragamuffin
      • - ragbag
      • - rage
      • - rage bait
      • - ragged
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      hand come out variant crook excess biological equalizer Americano equation Hispanic admissible algonquian allethrin amputator anti-tourism رفع خستگی کردن رنگارنگ رنگ‌کار روال جنت حافظه حر خستگی دل بستن دل کندن دوران نوزیستی ژرف‌کاو جناغ پیاده شدن ترحیمی
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.