آیکن بنر

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

خرید اشتراک
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۶ مرداد ۱۴۰۳

      Roar

      rɔːr rɔː

      گذشته‌ی ساده:

      roared

      شکل سوم:

      roared

      سوم‌شخص مفرد:

      roars

      وجه وصفی حال:

      roaring

      شکل جمع:

      roars

      معنی roar | جمله با roar

      verb - intransitive C2

      غریدن، غرش کردن، خروشیدن

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی پیشرفته

      مشاهده

      When I pressed my foot on the gas pedal, the engine roared.

      وقتی پایم را روی گاز فشار دادم، موتور به غرش درآمد.

      The cannons began to roar.

      توپ‌ها شروع به غرش کردند.

      verb - intransitive

      با سرعت و سروصدا حرکت کردن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      همگام سازی در فست دیکشنری

      The motorcycle roared down the empty street, leaving a trail of dust behind.

      موتورسیکلت در خیابان خالی با سرعت و سروصدا حرکت کرد و ردی از گردوغبار را پشت‌سر گذاشت.

      The airplane roared across the sky.

      این هواپیما در میان آسمان با سرعت و سروصدا حرکت می‌کرد.

      verb - transitive C2

      فریاد کشیدن، غوغا کردن، هیاهو کردن، دادوفریاد کردن، نعره کشیدن

      She roared herself hoarse.

      از بس نعره کشید صدایش به خس‌خس افتاد.

      Ahmad roared in response, "get out of my house!"

      احمد در پاسخ دادوفریاد کشید: «از خانه‌ام برو بیرون!»

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      When our team scored (a goal), the spectators roared.

      وقتی که تیم ما گل زد تماشاچیان هیاهو کردند.

      to roar with pain

      از درد فریاد کشیدن

      noun singular countable

      فریاد، صدای بلند، غرش، سروصدا، خروش، نعره

      the roar of the fans

      سروصدای تماشاچیان

      the roar of an angry lion

      غرش یک شیر ژیان

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      the roar of their laughter

      صدای بلند قهقهه‌ی آن‌ها

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد roar

      1. noun growl, howl
        Synonyms:
        cry shout yell boom thunder rumble uproar explosion blast outcry holler din clamor bellow crash reverberation bawl barrage bluster drum clash bay detonation
      1. noun laugh loudly
        Synonyms:
        guffaw hoot howl belly laugh scream
      1. verb growl, howl
        Synonyms:
        shout yell cry sound boom bellow bark rumble holler explode thunder blast din roll bawl clamor trumpet crash rebound resound reecho reverberate brawl rout vociferate drum bray bay bluster detonate repercuss

      سوال‌های رایج roar

      گذشته‌ی ساده roar چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده roar در زبان انگلیسی roared است.

      شکل سوم roar چی میشه؟

      شکل سوم roar در زبان انگلیسی roared است.

      شکل جمع roar چی میشه؟

      شکل جمع roar در زبان انگلیسی roars است.

      وجه وصفی حال roar چی میشه؟

      وجه وصفی حال roar در زبان انگلیسی roaring است.

      سوم‌شخص مفرد roar چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد roar در زبان انگلیسی roars است.

      ارجاع به لغت roar

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «roar» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۵ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/roar

      لغات نزدیک roar

      • - roan
      • - roanoke
      • - roar
      • - roar of traffic
      • - roar with laughter
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      hibernation high-grade hideout map heter- herding herbal tea hammer away at brake help out helminthology heartiness hear (something) on the grapevine havoc have to اسباب آبشار آب‌نارنج آدامس آدم آن آهنگساز آوارگی آویختن تماشاخانه به کمک به یاد داشتن بهانه گرفتن به طور خلاصه بو کردن
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.