گذشتهی ساده:
crashedشکل سوم:
crashedسومشخص مفرد:
crashesوجه وصفی حال:
crashingشکل جمع:
crashesتصادف کردن، دچار سانحه شدن، دچار حادثه شدن
I hope the pilot can land the plane safely and it doesn't crash in this bad weather.
امیدوارم خلبان بتواند هواپیما را با خیال راحت فرود بیاورد و در این هوای بد دچار حادثه نشود.
I hope they don't crash the rental car; it's due back tomorrow morning.
امیدوارم با ماشین اجارهای تصادف نکنند؛ باید فردا صبح تحویل داده شود.
کوبیده شدن، سروصدا کردن، صدای بلند ایجاد کردن
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
I heard something crash in the kitchen, so I ran in to see what happened.
شنیدم چیزی در آشپزخانه کوبیده شد، بنابراین دویدم تا ببینم چه اتفاقی افتاده است.
The thunder started to crash loudly right after the lightning flashed.
رعدوبرق شروع به سروصدای بلندی کرد؛ درست پساز اینکه برق زد.
اقتصاد کسبوکار سقوط کردن، افت کردن، فروپاشیدن، بسیار خراب شدن
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی اقتصاد
The sudden downturn in the global economy caused many emerging markets to crash, leading to widespread financial instability.
رکود ناگهانی در اقتصاد جهانی باعث شد بسیاری از بازارهای نوظهور سقوط کنند و به بیثباتی مالی گستردهای منجر شود.
Their business crashed.
وضع کاسبی آنها یکباره خراب شد.
The national economy crashed.
اقتصاد ملی از هم پاشیده شد.
Historical data indicates that civilizations often crash due to a combination of environmental degradation and internal conflicts.
دادههای تاریخی نشان میدهد که تمدنها اغلب بهدلیل ترکیبی از تخریب محیطزیست و درگیریهای داخلی فرو میپاشند.
کامپیوتر از کار افتادن، خراب شدن، هنگ کردن، کار ایستا شدن
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی کامپیوتر
The professor explained that if too many applications are running simultaneously, the operating system might crash, leading to a loss of unsaved work.
استاد توضیح داد که اگر تعداد زیادی برنامه بهطور همزمان اجرا شوند، سیستمعامل ممکن است از کار بیفتد و منجر به از دست رفتن کارهای ذخیرهنشده شود.
It is imperative to regularly back up your files, as unexpected power surges can cause your computer to crash, resulting in permanent data loss.
بسیار مهم است که بهطور منظم از فایلهای خود نسخهی پشتیبان تهیه کنید؛ زیرا نوسانات برق غیرمنتظره میتواند باعث از کار افتادن کامپیوتر شما و در نتیجه از دست دادن دائمی دادهها شود.
افت کردن، سقوط کردن
Analysts predict that if interest rates rise too sharply, the housing market could crash.
تحلیلگران پیشبینی میکنند که اگر نرخ بهره بهشدت افزایش یابد، بازار مسکن ممکن است سقوط کند.
The drone started to crash rapidly after it hit a bird during its flight.
پهپاد پساز برخورد با یک پرنده در طول پروازش بهسرعت شروع به سقوط کرد.
به خواب رفتن، از خستگی بیهوش شدن، خوابیدن (بدون برنامهریزی در خانهی کسی)
The demanding schedule of a postgraduate researcher often leads to moments where, after long hours in the lab, one might crash for a few hours before resuming work.
برنامهی فشردهی یک محقق تحصیلات تکمیلی اغلب به لحظاتی منجر میشود که پساز ساعتها کار در آزمایشگاه، ممکن است فرد برای چند ساعت بخوابد و سپس کار را از سر بگیرد.
After completing the extensive group project, the team decided to celebrate, but most members were so fatigued they ended up crashing at one of their apartments.
پساز اتمام پروژهی گروهی گسترده تیم تصمیم گرفت جشن بگیرد، اما اکثر اعضا آنقدر خسته بودند که در یکی از آپارتمانهایشان بیهوش شدند.
بدون دعوت رفتن، ناخوانده رفتن، سرزده رفتن
The security measures at the international summit were robust to prevent any unauthorized individuals from trying to crash the high-level diplomatic discussions.
تدابیر امنیتی در اجلاس بینالمللی بالا بود تا از تلاش هر فرد غیرمجاز برای سرزده رفتن به بحثهای دیپلماتیک سطح بالا جلوگیری کند.
The case study analyzed instances where individuals tried to crash high-profile corporate events, often with the intention of illicit information gathering or unauthorized access.
این مطالعهی موردی مواردی را تحلیل کرد که افراد سعی داشتند بدون دعوت به رویدادهای شرکتی برجسته بروند؛ اغلب با قصد جمعآوری اطلاعات غیرقانونی یا دسترسی غیرمجاز.
They got drunk and decided to crash the wedding reception.
مست کردند و تصمیم گرفتند دزدکی به جشن عروسی راه یابند.
تصادف، سانحه، سقوط، برخورد
Authorities are investigating the cause of the recent train crash, which resulted in significant disruption to services.
مقامات درحال بررسی علت سانحهی اخیر قطار هستند که منجر به اختلال قابل توجهی در خدمات شد.
Emergency services responded swiftly to the multi-vehicle crash on the highway, diverting traffic for several hours.
خدمات اورژانس بهسرعت به برخورد چند وسیلهی نقلیه در بزرگراه رسیدگی کردند و ترافیک را برای چندین ساعت تغییر مسیر دادند.
The crash cost fifty lives.
سقوط (هواپیما) به قیمت جان پنجاه نفر تمام شد.
صدای بلند، غرش
Suddenly I heard a loud crash.
ناگهان صدای بلندی به گوشم رسید.
the crash of thunder
(صدای) غرش تندر
اقتصاد کسبوکار خرابی، کسادی، شکست، افت، سقوط
The sudden crash in the stock market had far-reaching implications for global economic stability.
سقوط ناگهانی در بازار سهام پیامدهای گستردهای برای ثبات اقتصادی جهانی داشت.
Analyzing historical data reveals that a significant crash in housing prices often precedes periods of recession.
تحلیل دادههای تاریخی نشان میدهد که کسادی قابل توجه در قیمت مسکن اغلب مقدمهی دورههای رکود است.
Many economists predicted a market crash following the speculative bubble in the technology sector.
بسیاری از اقتصاددانان پساز حباب نظری در بخش فناوری، سقوط بازار را پیشبینی کردند.
کامپیوتر هنگ، از کار افتادن
The unexpected software crash during the experiment resulted in incomplete data collection, necessitating a repeat of the entire procedure.
از کار افتادن ناگهانی نرمافزار در طول آزمایش منجر به جمعآوری ناقص دادهها شد و تکرار کل روند را ضروری ساخت.
Frequent reports of a server crash have prompted the IT department to investigate potential hardware malfunctions or software incompatibilities.
گزارشهای مکرر از هنگ سرور، بخش فناوری اطلاعات را بر آن داشته است تا نقصهای احتمالی سختافزاری یا ناسازگاریهای نرمافزاری را بررسی کند.
انگلیسی بریتانیایی ضربتی، فشرده
The government launched a crash initiative to boost literacy rates in rural areas within a short timeframe.
دولت یک طرح فشرده را برای افزایش نرخ سواد در مناطق روستایی در بازهی زمانی کوتاهی راهاندازی کرد.
a crash program to build roads
برنامهی ضربتی برای ساختن جاده
The professor mentioned that a crash review session would be held before the final exam to cover key concepts.
استاد اشاره کرد که یک جلسهی مرور فشرده قبلاز امتحان نهایی برای پوشش مفاهیم کلیدی برگزار خواهد شد.
در هم شکستن، کوبیدن
He ran crashing through the branches.
او دواندوان شاخهها را شکست و رد شد.
He crashed the car against a cliff and died.
ماشین را به صخره کوبید و کشته شد.
to crash a glass against a wall
لیوان را به دیوار کوبیدن و شکستن
سقوط کردن هواپیما
Despite rigorous safety protocols, the unexpected mechanical failure caused the experimental aircraft to crash during its test flight, prompting an immediate investigation into the incident.
باوجود پروتکلهای ایمنی سختگیرانه، نقص مکانیکی غیرمنتظره باعث شد هواپیمای آزمایشی در طول پرواز آزمایشی خود سقوط کند و تحقیقات فوری در مورد این حادثه آغاز شود.
The airplane crashed.
هواپیما سقوط کرد.
مصرف کردن (کوکائین برای طولانیمدت)
Studies exploring the long-term neurological impact on individuals who crash consistently demonstrate compromised executive functions and impaired decision-making capabilities.
مطالعاتی که تأثیرات عصبی بلندمدت را بر روی افرادی که مصرف میکنند بررسی میکنند، بهطور مداوم نشاندهندهی عملکردهای اجرایی بهخطرافتاده و تواناییهای تصمیمگیری مختلشده است.
Despite the initial euphoria, individuals who frequently crash after prolonged substance abuse often experience severe psychological and physiological repercussions, impacting their overall well-being and productivity.
باوجود سرخوشی اولیه، افرادی که پساز سوءمصرف طولانیمدت مواد مخدر بهطور مکرر مصرف میکنند، اغلب عواقب شدید روانی و فیزیولوژیکی را تجربه میکنند که بر رفاه کلی و بهرهوری آنها تأثیر میگذارد.
عوارض جانبی (بهدنبال مصرف یک مادهی فعال فیزیولوژیکی یا روانشناختی)
Students often report experiencing a significant crash in energy and focus after consuming high-sugar energy drinks during exam periods.
دانشجویان اغلب گزارش میدهند که پساز مصرف نوشیدنیهای انرژیزا با قند بالا در طول امتحانات، عوارض جانبی قابل توجهی در انرژی و تمرکز را تجربه میکنند.
The physiological mechanisms underlying the post-caffeine crash, characterized by fatigue and irritability, are a subject of ongoing research in neuroscience.
مکانیسمهای فیزیولوژیکی زمینهساز عوارض جانبی پساز کافئین که با خستگی و تحریکپذیری مشخص میشود، موضوع تحقیقات جاری در علوم اعصاب است.
پارچهی زبر (پارچهای که برای پرده، حوله، لباس و تقویت اتصالات کتابهای صحافیشده استفاده میشود)
The durability of the crash fabric makes it an excellent choice for heavy-duty curtains in institutional settings.
دوام پارچهی زبر آن را به انتخابی عالی برای پردههای سنگین در محیطهای سازمانی تبدیل میکند.
Researchers are exploring innovative applications for crash in sustainable textile production, particularly for its strength and texture.
محققان درحال بررسی کاربردهای نوآورانهی پارچهی زبر در تولید منسوجات پایدار هستند؛ بهویژه بهدلیل استحکام و بافت آن.
نردهی کنار جاده (برای جلوگیری از سقوط اتومبیل و غیره)، دیواره
موجها کوبیده میشوند، موجها میشکنند
سقوط سیستم ها / از کار افتادن سیستم ها
کلاس فشرده
گذشتهی ساده crash در زبان انگلیسی crashed است.
شکل سوم crash در زبان انگلیسی crashed است.
شکل جمع crash در زبان انگلیسی crashes است.
وجه وصفی حال crash در زبان انگلیسی crashing است.
سومشخص مفرد crash در زبان انگلیسی crashes است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «crash» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۱ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/crash