آیکن بنر

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

خرید اشتراک
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Slam

      slæm slæm

      گذشته‌ی ساده:

      slammed

      شکل سوم:

      slammed

      سوم‌شخص مفرد:

      slams

      وجه وصفی حال:

      slamming

      معنی slam | جمله با slam

      noun verb - transitive verb - intransitive adverb B2

      ضربت سنگین، صدای بستن در و امثال آن با صدای بلند، در را باشدت به‌هم زدن، به‌هم کوفتن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      خرید اشتراک فست دیکشنری

      Zary slammed the door.

      زری در را دنگی بست.

      With his new racket he slammed the ball so hard that it went over the wall.

      با راکت نو خود گوی را آن‌قدر محکم زد که از روی دیوار رد شد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      He slammed the box down on the table.

      جعبه را تالاپی گذاشت روی میز.

      Ashraf slammed me on the head.

      اشرف دنگی زد تو سرم.

      Newspapers slammed him for his remarks.

      روزنامه‌ها او را به‌دلیل اظهاراتش به‌شدت مورد نکوهش قرار دادند.

      Every time he opens his mouth his wife slams him.

      تا دهانش را باز می‌کند زنش او را می‌کوبد.

      He slammed on the brake.

      سخت ترمز کرد.

      the slam of a car door

      صدای بسته شدن در اتومبیل

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد slam

      1. noun loud noise from impact
        Synonyms:
        bang crash smash whack clap blast boom crack bash blow pound smack burst ding wham
      1. noun harsh criticism
        Synonyms:
        criticism slap jab slur swipe aspersion stricture animadversion potshot obloquy
        Antonyms:
        praise compliment flattery
      1. verb throw or push very hard
        Synonyms:
        hit strike beat knock throw fling smash pound slap bang crash dash bat hammer thump wallop belt blast slug swat batter clobber cudgel thwack close shut
      1. verb criticize very harshly
        Synonyms:
        attack criticize pan slash slap lambaste vilify scathe lash into damn castigate excoriate flay scourge shoot down
        Antonyms:
        praise flatter

      سوال‌های رایج slam

      گذشته‌ی ساده slam چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده slam در زبان انگلیسی slammed است.

      شکل سوم slam چی میشه؟

      شکل سوم slam در زبان انگلیسی slammed است.

      وجه وصفی حال slam چی میشه؟

      وجه وصفی حال slam در زبان انگلیسی slamming است.

      سوم‌شخص مفرد slam چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد slam در زبان انگلیسی slams است.

      ارجاع به لغت slam

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «slam» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/slam

      لغات نزدیک slam

      • - slake
      • - slalom
      • - slam
      • - slam bang
      • - slam-bang
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      case in point casita catch up on something change your mind chemical circumnavigate prance calm shopping basket magnitude bushed plausibility satisfactorily scalpel pentagon مرعوب مرغوب سلب امحا امن‌وامان با تمام وجود بچه‌بازی تطبیق دادن تکیه‌کلام جنده‌بازی دیگر ذوق شگفتی جفت جمله
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.