آیکن بنر

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

خرید اشتراک
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Idioms
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۲ آذر ۱۴۰۲

      Fling

      flɪŋ flɪŋ

      گذشته‌ی ساده:

      flung

      شکل سوم:

      flung

      سوم‌شخص مفرد:

      flings

      وجه وصفی حال:

      flinging

      شکل جمع:

      flings

      معنی fling | جمله با fling

      noun adverb

      پرت کردن، انداختن، افکندن، پرتاب، جفتک‌پرانی، بیرون دادن، روانه ساختن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در ایکس

      He flung his books on the table.

      او کتاب‌های خود را روی میز پرت کرد.

      She crumpled the letter and flung it into the wastebasket.

      او نامه را مچاله کرد و توی سطل زباله پرتاب کرد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      He flung the door open.

      در را به شدت باز کرد.

      to be flung into confusion

      به گیجی افتادن

      flinging out of the room in a rage

      بیرون رفتن از اتاق در کمال خشم

      She flung up her hands in despair.

      از شدت یأس دست‌های خود را بالا انداخت.

      to fling oneself into a task

      با جان و دل به کاری پرداختن

      to fling caution to the winds

      احتیاط را کنار گذاشتن (دل‌به‌دریازدن)

      The mule flung out at him as he passed.

      وقتی که رد می‌شد، قاطر به او لگد پراند.

      to give a fling to

      پرتاب کردن

      He was determined to have one last fling before he sailed.

      او مصمم بود که قبل از رفتن به سفر دریایی آخرین عیاشی خود را بکند.

      the Highland fling

      پایکوبی اسکاتلندی

      He had a few flings in his younger years.

      در دوران جوانی چندبار عشق‌بازی کرد.

      I was without a job and willing to take a fling at anything.

      بیکار بودم و حاضر بودم به هرکاری دست بزنم.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد fling

      1. noun casual throw
        Synonyms:
        throw toss pitch cast shot chuck lob heave hurl slinging launching firing peg
      1. noun unrestrained behavior
        Synonyms:
        party fun celebration spree binge indulgence good time orgy rampage affair attempt try essay go shot stab crack trial venture gamble splurge whirl
      1. verb throw with abandon
        Synonyms:
        throw toss pitch chuck hurl fire send cast launch propel sling lob dump heave shy catapult peg jerk let fly precipitate

      Idioms

      take a fling at

      (بدون فکر قبلی) به کاری پرداختن

      سوال‌های رایج fling

      گذشته‌ی ساده fling چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده fling در زبان انگلیسی flung است.

      شکل سوم fling چی میشه؟

      شکل سوم fling در زبان انگلیسی flung است.

      شکل جمع fling چی میشه؟

      شکل جمع fling در زبان انگلیسی flings است.

      وجه وصفی حال fling چی میشه؟

      وجه وصفی حال fling در زبان انگلیسی flinging است.

      سوم‌شخص مفرد fling چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد fling در زبان انگلیسی flings است.

      ارجاع به لغت fling

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «fling» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/fling

      لغات نزدیک fling

      • - flinch from doing something
      • - flinders
      • - fling
      • - fling oneself into
      • - flint
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      case in point casita catch up on something change your mind chemical circumnavigate prance calm shopping basket magnitude bushed plausibility satisfactorily scalpel pentagon مرعوب مرغوب سلب امحا امن‌وامان با تمام وجود بچه‌بازی تطبیق دادن تکیه‌کلام جنده‌بازی دیگر ذوق شگفتی جفت جمله
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.