آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Phrasal verbs
    • Idioms
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۷ شهریور ۱۴۰۴

      Chuck

      tʃʌk tʃʌk

      گذشته‌ی ساده:

      chucked

      شکل سوم:

      chucked

      سوم‌شخص مفرد:

      chucks

      وجه وصفی حال:

      chucking

      شکل جمع:

      chucks

      معنی chuck | جمله با chuck

      verb - transitive informal

      پرت کردن، پرتاب کردن

      CEFR
      سطح واقعی لغات انگلیسیت رو بدون! تست رایگان · ۳۰ سوال · نتیجه فوری
      شروع تست

      Chuck me the magazine.

      مجله رو پرت کن.

      Can you chuck me the keys so I can unlock the door?

      آیا می‌توانی کلیدها رو پرت کنی سمتم تا بتونم قفل در رو باز کنم؟

      verb - transitive informal

      دور انداختن، دور ریختن، بیرون ریختن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در اینستاگرام

      He chucked the bottle through the window.

      بطری را از پنجره دور انداخت.

      I need to chuck these old shoes.

      باید این کفش‌های قدیمی رو دور بریزم.

      verb - transitive informal

      انگلیسی بریتانیایی قدیمی ول کردن (پایان دادن به رابطه‌ی عاشقانه با کسی)

      She chucked her boyfriend.

      دوست‌پسرش رو ول کرد.

      He decided to chuck her after realizing they had nothing in common.

      بعد از اینکه فهمید هیچ وجه اشتراکی با هم ندارن، تصمیم گرفت ولش کنه.

      verb - transitive informal

      ول کردن، ترک کردن (کار)

      He chucked his job.

      او شغلش را ول کرد.

      He knew it was time to chuck his job.

      می‌دانست که زمان آن رسیده که کارش را ترک کند.

      verb - transitive informal

      بیرون کردن، بیرون انداختن، اخراج کردن، به بیرون پرت کردن (شخص)

      We were chucked out of the meeting.

      ما را از جلسه بیرون کردند.

      He failed the exam and was chucked out of the university.

      او در امتحان رد شد و از دانشگاه اخراج گردید.

      noun countable informal

      عزیزم، جانم (برای خطاب قرار دادن کسی)

      Thanks for the help, chuck.

      ممنون از کمکت، عزیزم.

      I love your new haircut, chuck.

      عاشق مدل موی جدیدت هستم، جانم.

      noun countable

      مرغک، گیره (مته و غیره)

      The three-jaw chuck is a versatile tool used in metalworking and woodworking industries.

      گیره‌ی سه‌نظام ابزاری چندکاره است که در صنایع فلزکاری و نجاری از آن استفاده می‌شود.

      The chuck securely held the drill bit in place.

      مرغک مته را محکم در جای خود نگه داشت.

      noun

      نوازش زیرچانه

      She blushed when he gave her a chuck.

      وقتی زیر چانه‌اش رو نوازش کرد، سرخ شد.

      The child giggled as his father gave him a chuck.

      بعد از نوازش زیر چانه توسط پدرش، بچه خندید.

      noun

      غذا و آشپزی سردست (گوشت گاو)

      chuck, سردست (گوشت گاو)
      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی غذا و آشپزی

      مشاهده

      chuck roast

      گوشت سردست پخته

      The butcher recommended the chuck steak.

      قصاب استیک سردست را توصیه کرد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد chuck

      1. verb throw aside, throw away, throw out
        Synonyms:
        throw away throw out eject reject discard ditch dump scrap abandon relinquish renounce shed jettison cast toss pitch sling fling hurl launch fire quit forsake desert can junk eighty-six flip shy slough give the heave ho heave
        Antonyms:
        keep

      Phrasal verbs

      chuck away ( out)

      دور انداختن، رها کردن، ول کردن

      Idioms

      chuck it!

      (انگلیس - عامیانه) ول کن!، دست بردار!، بس است!

      chuck out of something

      (انگلیس - عامیانه) اخراج شدن یا کردن، بیرون کردن

      chucker out

      (انگلیس - عامیانه) کسی که اشخاص ناباب را از میخانه یا مهمانی و غیره بیرون می‌کند (در امریکا می‌گویند: bouncer)

      سوال‌های رایج chuck

      گذشته‌ی ساده chuck چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده chuck در زبان انگلیسی chucked است.

      شکل سوم chuck چی میشه؟

      شکل سوم chuck در زبان انگلیسی chucked است.

      شکل جمع chuck چی میشه؟

      شکل جمع chuck در زبان انگلیسی chucks است.

      وجه وصفی حال chuck چی میشه؟

      وجه وصفی حال chuck در زبان انگلیسی chucking است.

      سوم‌شخص مفرد chuck چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد chuck در زبان انگلیسی chucks است.

      ارجاع به لغت chuck

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «chuck» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۳ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/chuck

      لغات نزدیک chuck

      • - chubby
      • - chubby cheeks
      • - chuck
      • - chuck away ( out)
      • - chuck it!
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      gore rotatory pretzel mammatus pie chart wheedle hematocrit stoichiometry frump seafaring in demand concur jaggery used to diametrically چرب اثنی‌عشر انگلستان روماتیسم مفصلی بدهکار کوله‌پشتی مسیر مشمئز کننده مطالبه معادل معلومات معمار ملتمسانه منافع منان
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.