آیکن بنر

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
امکانات و اشتراک‌ها
ورود یا ثبت‌نام دیکشنری مترجم لغات من وبلاگ
دیکشنری مترجم لغات من
ابزارها
آخرین مطالب آموزشی مشاهده‌ی همه
۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟ چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟
ابزارهای هوش مصنوعی
بهبود گرامر بازنویسی توسعه خلاصه تغییر لحن تبدیل آدرس تصحیح رایتینگ آیلتس تست تعیین سطح لغت
مترجم زبان‌های دیگر
  • EN مترجم انگلیسی ترجمه‌ی انگلیسی به فارسی و برعکس
  • DE مترجم آلمانی ترجمه‌ی آلمانی به فارسی و برعکس
  • FR مترجم فرانسوی ترجمه‌ی فرانسوی به فارسی و برعکس
  • ES مترجم اسپانیایی ترجمه‌ی اسپانیایی به فارسی و برعکس
  • IT مترجم ایتالیایی ترجمه‌ی ایتالیایی به فارسی و برعکس
  • TR مترجم ترکی ترجمه‌ی ترکی به فارسی و برعکس
  • AR مترجم عربی ترجمه‌ی عربی به فارسی و برعکس
  • RU مترجم روسی ترجمه‌ی روسی به فارسی و برعکس
تبدیل عدد به حروف

برای تبدیل عدد به حروف، عدد خود را در بخش دیکشنری بنویسید.

رفتن به دیکشنری
نرم‌افزارها
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
تنظیمات
ورود یا ثبت‌نام وارد شوید یا رایگان ثبت‌نام کنید و از امکانات کامل، از جمله مترجم متن استفاده کنید. خرید اشتراک
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
  • وبلاگ
پشتیبانی
  • پشتیبانی از طریق ایمیل
  • فست‌دیکشنری در اینستاگرام
  • فست‌دیکشنری در اکس
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Hurl

      hɜːrl hɜːl

      گذشته‌ی ساده:

      hurled

      شکل سوم:

      hurled

      سوم‌شخص مفرد:

      hurls

      وجه وصفی حال:

      hurling

      معنی hurl | جمله با hurl

      verb - transitive

      پرتاب کردن (چوب و سنگ و غیره)، افکندن، انداختن، پرت کردن، به زیرافکندن (با شدت)

      سطح لغات انگلیسیت رو بسنج آزمون فست‌دیکشنری · ۳۰ سوال · رایگان
      شروع تست

      They hurled bricks at the soldiers.

      آن‌ها به طرف سربازان آجر پرتاب کردند.

      She hurled the ring I had given her in my face.

      انگشتری را که به او داده بودم، به صورتم پرتاب کرد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      They hurled the tyrant from his throne.

      آنان ستمگر را از تخت خود فرو افکندند.

      He hurled himself at the thief.

      خود را به طرف دزد انداخت.

      verb - transitive

      نثار کردن، با فریاد گفتن (فحش و غیره)، با فریاد دادن (ناسزا)، زدن (اتهام)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      ‫متن بلند فارسی یا انگلیسی شما را در چند ثانیه خلاصه می‌کند‬

      All the accusations hurled against him were false.

      همه‌ی اتهاماتی که به او وارد آمده بود، دروغ بود.

      The natives hurled insults at him.

      بومیان او را هدف توهین قرار دادند.

      slang verb - intransitive informal

      بالا آوردن، استفراغ کردن

      I had to hurry outside to hurl.

      مجبور بودم با عجله برم بیرون تا بالا بیارم.

      After drinking all night, he had to rush to the bathroom to hurl.

      پس از نوشیدن در تمام طول شب، مجبور شد برای استفراغ به حمام برود.

      noun slang informal

      استفراغ

      She tried to hold back her hurl but couldn't.

      سعی کرد جلوی استفراغش را بگیرد اما نتوانست.

      The smell of his hurl made me want to gag.

      بوی استفراغش باعث شد که عق بزنم.

      verb - transitive informal

      انگلیسی آمریکایی ورزش پرتاب کردن (بیسبال)

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی ورزش

      مشاهده

      The pitcher hurled the ball with incredible speed.

      پرتابگر توپ را با سرعتی باورنکردنی پرتاب کرد.

      he coach instructed the pitcher to hurl the ball outside the strike zone.

      مربی به پرتاب‌کننده دستور داد تا توپ را به بیرون از منطقه‌ی حمله پرتاب کند.

      verb - intransitive informal

      انگلیسی آمریکایی ورزش پرتاب شدن (بیسبال)

      The ball hurled.

      توپ پرتاب شد.

      the hurled ball

      توپ پرتاب‌شده

      noun

      پرتاب (با شدت)

      The hurl of the rock broke the window.

      پرتاب سنگ پنجره را شکست.

      a powerful hurl

      پرتاب قدرتمند

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد hurl

      1. verb throw forcefully
        Synonyms:
        throw toss pitch fling cast launch send propel fire chuck heave lob project sling let fly peg chunk gun

      سوال‌های رایج hurl

      گذشته‌ی ساده hurl چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده hurl در زبان انگلیسی hurled است.

      شکل سوم hurl چی میشه؟

      شکل سوم hurl در زبان انگلیسی hurled است.

      وجه وصفی حال hurl چی میشه؟

      وجه وصفی حال hurl در زبان انگلیسی hurling است.

      سوم‌شخص مفرد hurl چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد hurl در زبان انگلیسی hurls است.

      ارجاع به لغت hurl

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «hurl» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/hurl

      لغات نزدیک hurl

      • - hurdle
      • - hurdy-gurdy
      • - hurl
      • - hurl insults
      • - hurl insults at
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      ۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند

      آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟

      چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      cardi- by aut- ante fore Greco grogram az levo bullet point mal puberty gripple gaming table fox squirrel ماراسکینو مخل مانع‌آفرین ترفند حیله مانیل مایه‌ی رسوایی منوط منوط بودن منوط کردن گی‌لیک ادغام اجتناب‌ناپذیری اجتناب‌ناپذیرانه استرداد
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.