آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۲ آبان ۱۴۰۴

      Sling

      slɪŋ slɪŋ

      گذشته‌ی ساده:

      slung

      شکل سوم:

      slung

      سوم‌شخص مفرد:

      slings

      وجه وصفی حال:

      slinging

      شکل جمع:

      slings

      معنی sling | جمله با sling

      verb - transitive informal

      پرت کردن، انداختن

      The worker slung his tools into the truck after finishing the job.

      پس‌از تمام شدن کار، کارگر ابزارهایش را داخل کامیون انداخت.

      She slung her backpack onto the couch and went straight to the kitchen.

      کوله‌پشتی‌اش را روی مبل انداخت و مستقیم به آشپزخانه رفت.

      verb - transitive informal

      انگلیسی بریتانیایی پرت کردن، انداختن به کسی، دادن (با پرتاب)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      هوش مصنوعی فست دیکشنری

      She slung a bottle of water to her teammate during the break.

      بطری آب را در زمان استراحت برای هم‌تیمی‌اش پرت کرد.

      Can you sling me that book from the shelf?

      می‌تونی اون کتاب رو از روی قفسه بندازی این‌طرف؟

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      to sling stones at birds

      با فلاخن به پرندگان سنگ پراندن

      The stairway being too narrow they slung the piano up with ropes.

      چون پلکان باریک بود پیانو را با طناب بالا کشیدند.

      verb - transitive

      آویزان کردن، انداختن روی چیزی، آویختن

      The photographer slung his camera over his shoulder and kept walking.

      عکاس، دوربینش را روی شانه‌اش آویزان کرد و به راهش ادامه داد.

      He slung his jacket over his shoulder.

      کتش را روی شانه‌اش انداخت.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      to sling a swing between two trees

      تاب را میان دو درخت آویختن

      noun countable

      بند حمل

      The cylinder was lifted from the seabed in a sling attached to a crane.

      استوانه با استفاده از بندی که به جرثقیل وصل بود از بستر دریا بلند شد.

      The rescue team lowered the injured man from the helicopter in a sling.

      تیم نجات، مرد زخمی را با کمک بندی آویزان از بالگرد پایین آورد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      the sling of a rifle

      بند تفنگ

      noun countable

      پزشکی آویز دست

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی پزشکی

      مشاهده

      After the operation, his arm was placed in a sling to heal.

      بعداز عمل، دستش را در آویز قرار دادند تا بهبود یابد.

      The doctor showed him how to tie the sling properly around his neck.

      پزشک به او نشان داد که چگونه آویز را به‌درستی دور گردنش ببندد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      She had one of her hands in a sling.

      یک دستش وبال گردن بود.

      noun countable

      آغوشی نوزاد

      The sling allows the baby to rest comfortably against the parent’s chest.

      آغوشی به نوزاد اجازه می‌دهد تا به‌راحتی به سینه‌ی والد تکیه دهد.

      She tied the sling securely around her shoulders and placed the infant inside.

      او آغوشی را محکم دور شانه‌هایش بست و نوزاد را داخل آن گذاشت.

      noun countable

      قلاب‌سنگ، فلاخن، تیرکمان

      Using a sling requires great skill and precision to hit a target.

      استفاده از فلاخن برای زدن هدف، مهارت و دقت زیادی می‌خواهد.

      The shepherd carried a sling to protect his flock from wild animals.

      چوپان برای محافظت از گله‌اش در برابر حیوانات وحشی، قلاب‌سنگی همراه داشت.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      slings and arrows of outrageous fortune

      (شکسپیر) فلاخن‌ها و پیکان‌های سرنوشت غدار

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد sling

      1. verb throw or hang over
        Synonyms:
        throw toss pitch fling hurl cast send fire launch chuck lob heave suspend dangle swing raise hoist weight peg catapult bung
      1. noun a hanging bandage
        Synonyms:
        cast bandage slingback scarf bandage compress triangular-bandage
      1. noun a weapon
        Synonyms:
        slingshot catapult beany cast fling heave mortar hurl launch pitch shy throw toss

      سوال‌های رایج sling

      گذشته‌ی ساده sling چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده sling در زبان انگلیسی slung است.

      شکل سوم sling چی میشه؟

      شکل سوم sling در زبان انگلیسی slung است.

      شکل جمع sling چی میشه؟

      شکل جمع sling در زبان انگلیسی slings است.

      وجه وصفی حال sling چی میشه؟

      وجه وصفی حال sling در زبان انگلیسی slinging است.

      سوم‌شخص مفرد sling چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد sling در زبان انگلیسی slings است.

      ارجاع به لغت sling

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «sling» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۸ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/sling

      لغات نزدیک sling

      • - slimsy
      • - slimy
      • - sling
      • - slinger
      • - slinger ring
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      satirical sender September assault force sectional sheath knife seminar smite snapback repackage look threesome main either salsa انتظام انقلابی باشگاه برهمن بیهودگی آب دهان قورت دادن آخیش آدم آزاد آزادیخواه آسان آسیا آس و پاس آشفته آفت آفتاب‌پرست
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.